بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٩
اعدام كرد و سيصد و نوزده هزار نفر را به مجازات هاى سنگين و از جمله شكنجه با وسايل مختلف محكوم نمود! جالب است كه هدف از شكنجه را اعتراف گرفتن و توبه كردن افراد مخالف توجيه مىكردند و مىگفتند اگر توبه نمايند آزاد مىشوند. در غير اين صورت، بايد در آتش سوزانده شوند. جُرج ساتُن از دانشمندان غربى در كتاب خودبه نام «شش بال علم» مىگويد: دستورالعملى بهنام «كتاب چكُش» در اختيار كليسا قرار داشت. براى بازجويى و بازرسى متّهمين، دادگاه انگيزيسيون وضع شده بود و در اختيار بازپرسىها قرار مىگرفت تا روش دستورالعمل بازجويى و شكنجه و اعتراف گرفتن را بياموزند. يكى از رؤساى همين دادگاهها فردى بنام «نيكولاروس» بود كه در مدّت ١٥ سال، ٩٠٠ نفر را در آتش سوزاند و نيز جُرج ساتن مىگويد: «اين مرد را وجدانى بود كه در آخر عمر از آن جهت كه از كشتن چند كودك چشم پوشيده بود، خودش را گناهكار احساس مىكرد: مگر كسى حق دارد از كشتن بچّه افعى خوددارى كند؟!» اين جملات، بيانگر اين واقعيّت است كه آنان چنين تصوّرى نسبت به مخالفان داشتهاند. حتى آنان، دانشمندان و متفكران بسيارى را نيز به قتل رساندند كه فرصت ذكر اين مقوله نيست.
ه- آشنايى جهان مسيحيت با اسلام: عامل ديگرى كه موجب پيدايش رنسانس گرديد، آشنايى جهان اسلام با مسيحيت بود. منظور ما، دويست سال جنگهاى صليبى با اسلام است. مابايد در باره جنگهاى صليبى، اطلاعات كافى داشته باشيم. در طول اين دويست سال، قرن يازده و دوازده ميلادى، نُه جنگ ميان مسلمانان و غربى ها اتّفاق افتاد كه هميشه غربىها به انگيزه تسلّط بر بيتالمقدّس آغاز كننده آن بودند. شعار آنان اين بود: «بيتالمقدّس، مَدفن عيسى مسيح است.» از اين رو، براى آزادسازى آن از دست مسلمانان اقدام به لشگركشى مىكردند. اما هدف غربىها، تجارى و اقتصادى بود. آنان قصد داشتند با تصرف كرانههاى مديترانه، اقتصاد خود را توسعه دهند. اما با دادن رنگ مذهبى به آنها، اين جنگها به عنوان «جنگ صليبى» شناخته شد.
جنگهاى صليبى كه به مدت نود سال و در نُه مرحله انجام شد، منجر به تصرّف بيتالمقدس توسط مسيحيّت شد. اما كه دوباره به دست صلاحالدين ايّوبى آزاد گرديد. اين درگيرىها همچنان ادامه داشت و با فتح قسطنطنيه به دست مسلمانان، موجب شد كه مردم اروپايى كه در منطقه قسطنطنيه زندگى مىكردند و نسبت به ساير بخشهاى اروپا از لحاظ