بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٥
«ابوعلى سينا»، «ابن رشد» و «محمّد زكرياى رازى» نيز در تنظيم فكرى و معارف دينى خودشان بهره جستند.
پس در مسيحيت، يك كلام قوى و مسلّط و همهجانبه كه پاسخگوى همه مشكلات ذهنى مردم باشد موجود نبود و تفكر انديشمندان مسلمان و افلاطون و ارسطو، مبناى انديشه مسيحيت قرار گرفت و نيز در اين اواخر، «توماس داكن») Thomas d'Aquin (از افكار ارسطو، ابن ميمون، غزالى و ابن اسحاق مسلمان بهره گرفت و مطالب خود را مطابق افكار آنان تنظيم كرد. از جمله كارهاى كليسا، تدوين و ترجمه و نشر كتاب بود. اين كار منحصراً در اختيار كليسا قرار داشت و حكومت هيچگونه دخالتى در آن نداشت زيرا دوران قرون وسطى، اوج شكوفايى تمدّن اسلامى بود. معمولًا بهترين كار آنان، به فرموده امام، «كتابهاى ما را مىبردند و ترجمه مىكردند و آنها مبناى تعاليمشان در دانشگاههايشان بود و تدريس مىشد.» اينك به بعضى موارد اشاره مىكنيم.
افرادى از كليساها به كشورهاى اسلامى سفر كردند و ضمن فراگيرى زبان عربى، به ترجمه كتاب و آثار اسلامى همّت نمودند. در قرن دوازدهم، كه در اروپا از تمدّن و فرهنگ و علم خبرى نبود، كتابخانههاى بزرگى در كشور اسلامى وجود داشت كه آنان گروه گروه كتابها را مىبردند و ترجمه مىكردند. تعداد زيادى از كُتب علمى و فلسفى از جهان اسلام، در همين مقطع در اروپا ترجمه و منتشر شد.
شخصى بنام «شموئيل» يهودى در اروپا زندگى مىكرد. او زبان عربى را آموخت و آثار ابن ميمون را از عربى به عبرى ترجمه كرد. فرزند او موسى، آثار ابن سينا و محمّد زكرياى رازى و ابن رشد را از عربى به زبان هاى رايج: لاتينى، عربى و عبرى ترجمه كرد.
بهعنوان مثال، كتاب «الفصول» تأليف ابو زيد ابو اسحاق، «التشريح التجارب» از زكرياى رازى در آن زمان از عربى به لاتين ترجمه شد و نيز علوم مختلفى چون: هندسه، رياضى، نجوم، طب، فلسفه، منطق و حكمت از عربى به لاتين و عبرانى ترجمه شد. همچنين شغل كسانى چون: «ژرارت»، «ادلارد» و «مايكل اسكات» ترجمه آثار اسلامى به زبانهاى معتبر اروپايى بود. نكته قابل توجه اينكه لاتين غير از زبان انگليسى است. زبان لاتين، زبان حاكم بر اروپا بود كه امروز ظاهراً فقط در يونان مرسوم است و در آثار كليساى امروز نيز ظاهراً به زبان لاتينى است. از اين رو، با ترجمه كتب اسلامى به زبان