بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٢
درباره غربزدگى دو رويكرد ممكن است وجود داشته باشد:
١- وقتى غرب بهمنطقه يا ملتى حمله مىكند، ممكن است آنان با اتكاء به سنن و فرهنگ خودى مقاومت نمايند. نظير آنچه كه بعد از انقلاب در كشور ما شكل گرفت. اگر چه پيش از انقلاب نيز در كشور ما روحيه غالب اين بود. زيرا ايران را با تركيه مقايسه كنيد. و مشاهده كنيد كه تركيه در مقابل غرب كاملًا استحاله شد و همه الزامات غرب را پذيرفت. اما در ايران هر چند بخشى از روشنفكران و تحصيل كردهها وابستگى پيدا كردند، اما مجموعه كشور مقاومت كرد.
٢- به هنگام هجوم غرب به آن كشور، مردم تسليم مىشوند كه به رويكرد تسليم، غربزدگى گفته مىشود و مفهوم ساده و روشن غربزدگى نيز همين است كه يك ملت در رويارويى با فرهنگ مهاجم غرب، به هويت اصلى خود پشت كرده و تسليم فرهنگ مهاجم شود. مرحوم جلال آل احمد از تعبير بسيار زيباى «غربزدگى» براى نام كتاب خود استفاده كرده است.
تعبير «غربزدگى» را من هنوز تطبيق نكردم، ولى تصور مىكنم امام در سال ٤٠ و ٤١ اين تعبير را بهكار بردند و شايد بتوان، اينطور فهميد كه جلال اين تعبير را كه براى اولين بار در فرهنگ سياسى كشورمان بهكار مىرفت، از امام قدس سره گرفته باشد. البته او مىگويد من آن را در محاورات و گفت و گوهاى شفاهى از استادم گرفتهام. شايد از امام گرفته باشد. ولى آن زمان جرأت نكرده بود كه نام امام قدس سره را ذكر كند. چون در سال ٤١ شرايط سخت و خفقانى برجامعه حاكم بوده است. بنابراين، اگر كمى دقّت كنيم، به احتمال قوى، امام تعبير «غربزدگى» را قبل از جلال آل احمد بهكار برده است و مفاهيمى كه امام مىگويد، همان چيزهايى است كه جلال از آن پس مىخواهد القاء كند. جلال آل احمد در اين كتاب مىگويد:
وقتى مىگوييم غربزدگى همچون و بازدگى [است] و اگر به مزاق خوش آيند نيست بگويم همچون گرمازدگى يا سرمازدگى. اما نه! دست كم چيزى است در حدود «سن زدگى» ديدهايد كه گندم را چگونه مىپوساند؟ از درون. و پوسته سالم برجاست امّا فقط پوست است عين همان پوستى كه از پروانهاى بر درختى مانده. به هر صورت سخن از يك بيمارى است، عارضهاى است كه از بيرون آمده و در محيطى آماده براى بيمارى رشده كرده [است]. «١»