بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٨
گويندگان در بين طبقات مسلمين است. اين است كه هشدار بدهند به اين ممالك اسلامى كه ما خودمان فرهنگ داريم ما خودمان فرهنگ غنى داريم. فرهنگ ما طورى بوده است كه فرهنگ ما صادر شده است به خارج، كه آنها گرفتند از ما. كُتبى كه از ايران يا در ممالك اسلامى نوشته شده است، كتبى بوده است كه آنها گرفتند و از آن استفاده كردهاند. «١» در اين باره اسنادى از غربىها وجود دارد كه مىتوان آنها را در كتاب «فرهنگ اسلام در اروپا» كه به فارسى نيز ترجمه شده است، جستجو كرد. البته نام اصلى كتاب «خورشيد اللّه بر فراز مغرب زمين» اثر «زيگريگ هونكه» از انديشمندان آلمانى است كه سالها قبل اين كتاب را در مورد تأثيراتى كه غرب از اسلام و از شرق اسلامى پذيرفت، نوشت.
همچنين در تأييد سخن حضرت امام قدس سره مىتوان به كشف قاره آمريكا و آغاز بزرگترين تحولات در غرب اشاره كرد كه مبتنى بر تحقيقات علمى بود و ابوريحان بيرونى آن را انجام داد و كريستف كلمب بر اساس تحقيقات ابوريحان بيرونى، قاره آمريكا را كشف كرد. اين كشف موجب بزرگترين تحوّل در غرب و شايد يكى از عوامل پيدايش رنسانس شد. حضرت امام قدس سره مىفرمايد:
فرهنگ اين شرق يعنى شرق اوسط كه ما هستيم در آن، فرهنگ مسلمين غنىترين فرهنگها بوده و هست. معالأسف مسلمين نتوانستند از آن استفاده كنند. «٢» ج- امام و غربزدگى:
از مواردى كه امام راحل قدس سره نسبت به آن حساسيّت بسيار نشان داد و سخت با آن مخالفت مىنمود، وابستگى روحى به غرب و خودباختگى در مقابل آنان است:
ما يك وابستگى روحى پيدا كرديم. اين وابستگى روحى از همه چيزها براى ما بدتر است. «٣» شكى نيست كه امام هرگز گزافه نمىگويد و البته ما امام را معصوم نمىدانيم. ولى اگر در عمل نگاه كنيم، بيشتراز آنچه امام فرمود، رهنمودهاى ايشان تحقق پيدا كرد.
دستكم ماده سال بدون واسطه امام را تجربه كرديم و در كلام او گزافه نديديم. حتى