بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣١
كوچك بهنام «غرب زدگى» و يكى دو نويسنده ديگر است كه البته بعضى از آنان نيز به رژيم گذشته وابستگى داشتند. اين نويسندگان ابتدا به چپ گرايش داشتند و بعد هم به رژيم طاغوت وابسته شدند. مثل احسان نراقى كه نظرات انتقادى خود را در كتابى با نام عنوان «در غرب خبرى نيست» نوشت. ولى به سبكى كه بعد از انقلاب مطرح شده است، هيچگاه در طول مناسبات فعّال دويست ساله با غرب مطرح نگرديده است. در حالى كه ارتباط ما با غرب- به شرحى كه انشاء الله بيان خواهم كرد، سابقهاى بيش از دويست سال دارد. در حقيقت، اين شيوه نگرش به غرب و مرزى كه امام راحل قدس سره ميان شرق و غرب تصوير مىكنند و الگويى كه براى رابطه ميان شرق و غرب بيان مىكنند، بىسابقه و منحصر به فرد است و در گذشته مناسبات ما موجود نيست.
در بحث دوره يكم بصيرت بيان كردم كه در گذشته جناحى وجود داشت كه اسلام را غير كارآمد مىدانست و به دنبال كارآمد كردن اسلام بود و جناح ديگر نيز اسلام را با ماركسيسم التقاط كرد. امّا جناح سوم، كه خط اصيل حركت انقلابى در طول تاريخ كشور و در دوران معاصر است، در وجود امام قدس سره مُتبلور شد. نگرش اين جناح به غرب، مُنبَعث از نگرش امام قدس سره به غرب بود. امام قدس سره از آغاز تحرّك سياسى و از ابتداى مرجعيّت و رهبريشان، نگاه جديدى را نسبت به غرب بيان كردند كه در حقيقت مبناى رفتار جمهورى اسلامى ايران در طول بيست سال پيروزى انقلاب اسلامى بود. در نتيجه، اگر ما اين بحث را جزء ميراثهاى فرهنگى، ادبى و سياسى امام قدس سره بدانيم، گزاف نگفتهايم.
به همين دليل، موضوع اين بحث را: «غرب و غربزدگى از ديدگاه امام خمينى قدس سره» ناميدم. البته اين موضوع، بهطور طبيعى بحثى دامنهدار است و در يك فرصت محدود نمىتوان به همه ابعاد آن پرداخت. اما سعى مىكنم در فرصت كمى كه در اختيار دارم، الگويى را براى بهره بردارى ارائه نمايم.
بحث تفصيلى غرب و غربزدگى در يك مقدمه و شش فصل قابل ارايه است كه به علت نداشتن فرصت كافى، در اين دوره تنها به دو فصل مهم آن اشاره خواهيم كرد و سرفصلهاى ديگر را نيز جهت مطالعه دوستان ارايه مىنماييم.
مقدمه بحث درباره لزوم و ضرورت پرداختن به اين موضوع است و پاسخ به اين پرسش كه چرا بايد به موضوع غرب بپردازيم و آن را بشناسيم و چرا بايد روابط غرب و