بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
تنها با خواندن قواعد رانندگى و حفظ كردن آن، راننده نمىشود. بايد در عمل تجربه و تمرين كند تا مهارت لازم را كسب نمايد. كسىكه علوم سياسى را مىخواند، سياستمدار نمىشود. بايد آن را در عمل تمرين و تجربه كند تا سياستمدار شود.
اداره جامعه براساس يك سلسله فرمولها و دانشها صورت مىپذيرد. كسى كه مىخواهد چنين تصميماتى بگيرد و جامعه را اداره كند، بايد از دانش مورد نياز آن، بهرهمند باشد. همانگونه كه راننده بايد قوانين و مقررات رانندگى را بداند تا در عمل آنها را بكار گيرد، سياستمدار نيز بايد چنين باشد. پس به مجموعه آگاهىهاى لازم براى اداره جامعه، علم سياست و به لحاظ شاخههاى مختلف آن، علوم سياسى گفته مىشود.
فلسفه سياسى و لزوم تبيين آن فلسفه سياسى، به يك سلسله قواعد كلى و مبانى عقلانى گفته مىشود كه زيربناى دانشهاى سياست را تشكيل مىدهد و دانشهاى سياسى براساس آنها قابل تبيين و استدلال است. تشكيل و اداره نظام جمهورى اسلامى، در هر مرحلهاى از اين بيست سال، سياستهاى خاصى را اقتضاء مىكرد. رهبر و علماى دين و دولتمردان اين حكومت، براساس بينشهايى رفتار مىكنند كه دانشهاى سياسى آنان، به يك سلسله اصول كلى و قواعد مبنايى به نام فلسفه سياست بازمىگردد. مردم براساس اعتمادى كه به علماى دين و بويژه به حضرت امام راحل قدس سره داشتند، بدون كمترين ترديدى آنها را پذيرفتند. وقتى كه امام فرمود: اسلام اين است و حكومت اسلامى بايد چنين باشد، همه ما براساس اعتمادى كه به ايشان داشتيم، علت رهنمودهاى ايشان را جويا نمىشديم.
بديهى است كه هر كسى به متخصصى مراجعه مىكند، جزئيات را از او سؤال نمىكند.
بيمارى كه از پزشك نسخه دريافت مىكند، درباره فرمول، تركيبات و ساخت داروها پرسش نمىكند. به همين اندازه كه به حاذق بودن پزشك اعتماد دارد، دستورات او را به طور كامل مىپذيرد و به آن عمل مىكند. جامعه ما نيز وقتى پذيرفت كه امام براى جامعه ما كارشناس حاذق است و اسلام را خوب مىشناسد و آن را به درستى پياده مىكند، بطور كامل افكار و نظريات او را پذيرفت و نيازى به شناسايى و بررسى اصول و ريشههاى آن افكار نمىديد.
در مقابل، آنگاه كه دشمن در برابر اين پديده عظيم و بىنظير اجتماعى قرنهاى