بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٩
حقيقى خود خارج شده است. از آن سو، بايد نسبت به مفهوم «آزادى» نيز بررسى كنيم.
آزادى كه امروز از آن يادمىشود، آزادى شهوات است. هيچ دينى، نه بااين آزادى آبيارى مىشود و نه با مخالفت با آن شكست مىخورد. دين، آزادى نفسانيت و اباحيت را قبول ندارد و در حدود تعيين شده به نفس اجازه فعاليت مىدهد ولى آن را مطلق نمىكند.
٢٠- از معاندان بهعنوان روشنفكر نام برديد. چرا روشنفكران واقعى، الهيون هستند نه ديگران؟
پاسخ- روشنفكرى كه از آن بحث مىكنم، مرادف با] Enlightenment [است.
يعنى: روشنفكرى و روشنگرى، كه از قرن هجدهم پديد آمد. همان منورالفكرى كه از قرن هجدهم و انديشه كانت بوده است. وقتى روشنفكر گفته مىشود، منظور كسانى است كه فكر آنان، غربى است و كلمه «روشن» را در مقابل «قرون وسطى» قرار مىدادند.
زيرا قرون وسطى، به دليل وجود «عقل الهى»، قرون «تاريكى» است. اكنون روشن است به خاطر آنكه عقل ما حاكم است. پس وقتى اصالت با «عقل» بشر شد، «روشن» مىشود.
بهطور معمول، همه روشنفكران غربى ما اينگونهاند كه ميزان تشخيص، عقل و فكر آنان است. هر چه آنان بگويند و نقّادى كنند، همان درست است. ولى اگر به «روشنفكر»، «اهل بصيرت» گفته شود، يك مفهوم دينى است.
٢١- اگر كسى از لفظ شريعت استفاده كند، با مقايسه كسى كه از لفظ قانون استفاده مىكند، مثل: افغانستان و ايران، كدام جهت بهترى دارند؟
پاسخ: وقتى ما از «قانون» ياد مىكنيم، از آن در سايه «شريعت» نام مىبريم. قوانينى كه در جمهورى اسلامى وضع مىشود، با اذن ولى فقيه مشروعيت مىيابد و پس از آن براى ما اصالت مىيابد. از اين رو، ما طرفدار قانون هستيم. ولى قانونى كه در غرب از آن ياد مىشود، قانون در مقابل دين است و در سايه دين نيست.
٢٢- بحث جامعه مدنى در كشور ما از كجا سرچشمه مىگيرد؟
پاسخ: اصل «جامعه مدنى»، از روسو (قرن هجدهم) و متفكران جديد است. امّا همانطور كه رئيس جمهور محترم و محبوب ما مىگويند، جامعه مدنى را «مدينةالنبى» لحاظ مىكنيم. در اين صورت، بايستى مدينة النبى را در جامعه مدنى در نظر بگيريم و آنها را بشناسيم و ما نيز مخلص جامعه مدنى هستيم. اگر جامعه مدنى، مدينةالنبى باشد،