بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٦
شناخت را چه مىدانيد؟ مبانى بحث شناخت چيست؟ منابع آن كدام است؟
پاسخ- پرسش مختصر است. اما پاسخ آن بسيار مفصل است. منابع و حقيقت شناخت نيز بحث بسيار گستردهاى را مىطلبد. ما بايد به فلسفه اسلامى مراجعه كنيم و بدون آن نمىتوانيم به منابع و حقيقت شناخت دستيابيم. بنابراين، بايستى آثار متفكران بزرگ اسلامى را به دقت مورد مطالعه قرار داد و پاسخ اين مباحث را در آنها يافت.
١٢- راجع به پُست مدرنيزم] post modernism [توضيح دهيد.
پاسخ- هماكنون تفكر در غرب به آخر خط رسيده است. در غرب، تفكر و فلسفه نيست. بلكه غرب در تكنيك و تكنولوژى خلاصه شده است. انديشه و تفكر، روح و موتور جامعه است. وقتى تفكر در جامعهاى به آخر خط برسد، كم كم رو به انحطاط مىنهد. هماكنون جامعه غربى دچار انحطاط است و بزرگان غرب نيز به آن اعتراف دارند و مىگويند: «غرب، آينده ندارد!» وقتى بزرگان ملتى اعتقاد خود را از دست بدهند، مردم آن نيز رو به سقوط مىگذارند. امروزه تفكرى در غرب بهنام پُست مدرنيزم وجود دارد كه برخى از نوابغ غرب به آن مىانديشند. Post يعنى: عبور، گذار.
postmodernism يعنى: عبور از مدرنيزم. امروزه برخى از متفكران غربى متوجه شدهاند كه دوران مدرنيزم رو به پايان است و هر چه در توان داشته، عرضه كرده است.
از اين رو، به اين نتيجه رسيدهاند كه تفكر بعدى بايد به جز تفكر مدرنيزم باشد و تاكنون براى كسى شناخته شده نيست.
البته از ديدگاه تفكر اسلامى، موضوع بر ما روشن است و به يقين، آينده از آنِ «تفكر دينى» است. اما تفكر غربى و بشر امروزى آن را نمىداند. «آندره مالرو»، متفكر بزرگ فرانسوى مىگويد: قرن بيست و يكم يا قرن تفكر «دينى» است. يا در اصل چنين قرنى وجود ندارد. پس اين پيشبينى بسيار مهم است كه متفكرى قرن بيست و يكم را تنها قرن دينى بداند. post modernism همان ترديد در مبانى مدرنيسم، عقل تحليلى، عقل نقّاد و اراده بشر است و هماكنون، اين ترديد به وجود آمده است. اما به كجا مىانجامد، پيشبينى آن براى ما ميسر نيست.
١٣- تقابل تمدنها كه اينروزها مطرح است، از كجا سرچشمه مىگيرد و پيامد آن چيست؟
پاسخ- اين تقابل، ريشه در تفكر «هگلى» دارد كه در اين مختصر نمىتوان به تبيين آن