بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢١
متديك آشنا هستند ولى علماى گذشته، به متديك و مسائل اجتماعى آشنا نبودند.
در نتيجه دينشناسى آنان ضعيفتر است!! در طول تاريخ تفكر اسلامى، هيچ كسى چنين ديدگاهى را مطرح نكرده است. از ديدگاه اسلام، دين شناسى افراد، به نسبت دورى و نزديكى آنان به نَفْس مقدس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است. هركسى مراتب بيشترى را نسبت به آن نفس قدسى بدست آورد، دينشناستر از ديگران است. و اين ملاك، در همه زمانها ثابت و يكسان خواهد بود.
راه دينشناسى در تفكر جديد، ناشى از تفكر غربى است كه خود را در جهان اسلام ظاهر مىسازد و افكار جامعه را دچار مشكلات و پريشانى مىنمايد. در اين تفكر، حمايت «نسبى» در مجموعه معرفت دينى پيدا مىشود و هيچگاه نمىتوان دينشناسترين افراد را تشخيص داد. زيرا معرفت نسبى است و هر فردى بر حسب شرايط خود، دين را مىشناسد و «درستانديشى» و «كجانديشى» افراد، ارتباطى به ديگران ندارد. در نتيجه چنين تفكرى، اين اتفاق جديد رخ مىدهد كه: «پلوراليسم» و «تكثرگرايى» پديد مىآمده و مىگويد: صراطهاى مستقيم وجود دارد نه صراط مستقيم! وقتى كسى دين را منشأ اثر نداند، يك دين باشد يا چند دين! نقشى در هدايت و سرنوشت مردم ندارند. همه دينها در عرض يكديگراند و هركسى با هر عقيدهاى كه باشد، در عرض هم هستند. پلوراليسم اقتضا مىكند كه هر يك از افراد جامعه: مسيحى، يهودى، شَمَن [سرخپوست آمريكايى]، گاوپرست و موشپرست باشند، همه با هم يكساناند و هر كسى بهرهاى از حقيقت برده است!! اگر از صاحب چنين تفكرى درباره دين حقيقى در آيه شريفه: الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ. «١» بپرسيم، پاسخ مىدهد: هيچ دينى، دين حقيقى نيست! هيچ دينى كامل نيست! بلكه هر دينى، بهرهاى از حقيقت برده است! در اين راستا، اتفاق جديد ديگرى كه رخ داده است، «بسط تجربه نبوى» است.
سروش مىگويد: «پيامبرى به پايان نرسيده و نبوت ادامه دارد! به روشنفكران نيز وحى مىشود! پس آنان مىتوانند نبىّ باشند!» بنابراين، آنگاه كه انديشه پلوراليزم بر معرفت دينى حاكم شد، طبيعى است كه كمكم