بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
٣ بحثهايى پيرامون فلسفه سياسى اسلام آيةاللَّه مصباح يزدى فصل اول تعريف سياست كلمه سياست در لغت به معناى تدبير و در اصطلاح بهمعناى تدبير كلان جامعه است.
سياست كردن، يعنى گروهى را اداره كردن. بنابراين، سياست، همان مديريت كلان جامعه است.
در طول تاريخ كسانى كه در مقام مديريت جامعه قرار گرفتند، از شيوهها و روشهاى غير اخلاقى استفاده كردند. كمكم كلمه سياست، بار منفى پيدا كرد. بطور معمول گفته مىشود: سياست كارى، سياست بازى، سياسى كارى.
منظور آنان، انجام كارهاى غير اخلاقى است كه توأم با دروغ، تهمت، افتراء، خدعه، نيرنگ، حقهبازى و كلك باشد. اين بار منفى، از عملكرد غلط سياستمداران ناشى شده است و اگر نه، در تعريف سياست، چنين مفهومى وجود ندارد.
در فرهنگ اسلامى، سياست يكى از اوصاف امامان معصوم عليهم السلام است. در زيارت جامعه كبيره مىخوانيم: وَ ساسَةُ الْعِبادِ. «١» سياست، گاهى به معناى تصميماتى است كه براى اداره جامعه گرفته مىشود: سياستگذارىِ سياستهاى اين جامعه. گاهى نيز بهمعناى شغل و حرفه سياستمداران بهكار گرفته مىشود: سياستگرى. سياستمدارى.
البته تحقق اين معنا، نياز به تمرين و مهارتهاى عملى دارد. كسىكه راننده است،