بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٨
تعطيل آخر هفته] week end [، براى غرب بسيار مهم است. زيرا تعطيل آخر هفته براى آنان به معناى آخرت است و مفهوم آخرت مساوى با آخر هفته است. به عبارت ديگر، دنيا با كار و قانون آشنا است. تعطيل آخر هفته، آزادى از كار و قانون را به همراه دارد و اين روز به معنى تفريح، سعادت و خوشبختى است. پس انسان غربى، خوشبختى را در تعطيل آخر هفته مىداند و در آن روز هر كارى را انجام مىدهد. در اين روز، هيچ رابطهاى با كار و مسؤوليت ندارد و غرق در خوشى است. زيرا «تعطيل آخر هفته» حكم «آخرت» را دارد. آخرت دنيايى كه همواره در حال تكرار است. پس همه اينها دينى است. اما دينى كه دنيوى شده است. وقتى كه عقل دنيوى شد، دين نيز دنيوى مىشود و همه صورتهاى دين، به شكل دنيا در مىآيد.
ط- سروش در تفكر جديد: اكنون ايدئولوگ امروزى با همين عقل به سراغ دين آمده است و با مطالعه آن، مراحل زير را طى مىكند:
مرحله اول- ابتدا متافيزيك و فلسفه را انكار مىكند. كتاب: «علم چيست؟ فلسفه چيست؟» سراسر تمجيد از علم و تقبيح فلسفه است. زيرا وقتى متافيزيك و فلسفه اسلامى كنار گذاشته شود، در حقيقت با عقل فعال و عقل بالمستفاد مخالفت شده است.
در اين كتاب، «علم تجربى» جايگزين «فكر متافيزيكى» و «فلسفى» مىشود.
مرحله دوم- در كتاب «دانش و ارزش»، رابطه عقل و ايمان قطع مىشود. انسان مىتواند در عقل خود هر چيزى را قبول داشته باشد و در ايمان خود نيز به هر مطلب ديگرى مىتواند گرايش داشته باشد. در اين تفكر، انسان مىتواند در ايمان، اسلامى و در تفكر، ليبرال باشد. در قلب خود مىتواند با پيامبر مرتبط باشد ولى از نظر اجتماعى، دموكراتيك رفتار كند و در فكر و عمل، دو راه مستقل و جداى از يكديگر را طى كند.
به عبارت ديگر، در اين تفكر، انسان مىتواند در ظاهر رنگ اسلامى و ايمانى باشد اما به لحاظ سياسى، به هر شكلى كه خواسته، رفتار كند و رابطه سياست با عقل و ديانت نيز از همين نقطه جدا شده به عنوان دو راه جداى از يكديگر شناخته مىشود.
مرحله سوم- وى در مقاله «از تاريخ بياموزيم» كه در كتاب «تفرّج صنع» آمده است، فطرت را انكار كرده و مىگويد: «فطرت نداريم. اينها حرفهاى اثبات ناشدهاى است.
اين حرفها، روشن، واضح و متمايز نيست. من چيزى را مىپذيرم كه روشن است. البته