بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٤
دولت مستبد و فاشيستى مىخواهيم. اين اتفاق يا ظهور فاشيسم را تناقض دموكراسى] Paradox [نام نهادند. پس دموكراسى در ذات خود تناقض دارد. زيرا دموكراسى همان حكومت و اراده عام مردم است. اگر مردم براساس همين دموكراسى رأى دادند كه ما دموكراسى نمىخواهيم، چه اتفاقى رخ مىدهد؟ آيا مردم نمىتوانند بگويند ما دموكراسى نمىخواهيم؟ اگر پذيرفته شود، دموكراسى نفى مىشود و اگر پذيرفته نشود، باز هم نفى دموكراسى مىشود. زيرا رأى اكثريت مراعات نشده است. رأى اكثريت آن است كه ما دموكراسى نمىخواهيم. بلكه فاشيسم را خواستاريم. پس دموكراسى در نقطهاى با خودش در تناقض است. اين جريان، در قرن بيستم، در اتفاقى كه در فاشيسم آلمان رخ داد، ظاهر شد و معلوم گرديد كه اراده عام و دموكراسى چندان نتيجه نيز ندارد.
پس فاشيسم محصول طبيعى چنين جامعهاى است.
ه- طرح پوپر: از پديدههاى تفكر جديد، طرح پوپر است كه آقاى سروش نيز شاگرد ايشان مىباشد. از نظر كارل ريموند پوپر ملاك دولت يا جامعه مدنى و حكومت دموكراسى، رأى اكثريت نيست بلكه ملاك ديگرى است كه هماكنون در غرب كاربرد دارد. او مىگويد: اگر ملاك رأى اكثريت باشد، مواجه با هيپارادسك] Heparadox [مىشود و همان اتفاق رخ مىدهد كه در الجزاير همه مردم جمع شده و خواهان حكومت اسلامى مىشوند. به همين خاطر، در برابر آن ايستاده و گفتند: حكومت اسلامى، خلاف آزادى است! شما مىتوانيد هر نوع حكومتى به جز حكومت اسلامى را بخواهيد! پوپر اين فكر را القا كرد كه حكومت دموكراسى آن نيست كه با رأى اكثريت بهوجود آيد. بلكه حكومت دموكراسى آن است كه بتوان آن را با بحث و انتقاد ساقط كرد. به عبارت ديگر، حكومت دمكراتيك، حكومتى است كه شما مردم را آزاد بگذاريد كه به بحث و انتقاد بپردازند و از اين طريق، بتوانند حكومت را ساقط كنند.
پس اينكه در كشور ما، اين همه از آزادى بيان سخن مىگويند و مىنويسند، در راستاى اين تفكر است. اينان مىگويند: به ما اجازه دهيد كه هر چه مىخواهيم سخن بگوييم تا با اين گفتگوها و بحث و انتقادها، بتوان اين حكومت را برانداخت! اساس آزادى بيان، كه هماكنون در جامعه ما مطرح است، چنين هدفى را دنبال مىكند. البته همه آنان كه از آزادى سخن مىگويند، چنين نيستند. ممكن است انسانهاى اصيلى نيز درباره