بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٣
لوياتان هابز است و مظهر اراده به قدرت دولت مطلقه است.
البته اگر كسى «ولايت» را «قدرت» بداند، ولايت مطلقه را نيز لوياتان و اژدهاى هابز مىشناسد. درصورتى كه تفاوت ميان اين دو مفهوم، از زمين تا آسمان است. اما وقتى فكر نويسندهاى سرشار از تفكر غربى باشد و با چشم غرب، به عالَم نگاه كند، آنگاه جا دارد كه ولايت فقيه را نيز لوياتان هابز ببيند.
ژان ژاك روسو، يكى از متفكران بزرگ غرب است. كتاب مهم او به نام «قرارداد اجتماعى» است كه مظهر علمالاجتماع جديد است. سياست، جديد، با ماكياولى و قرارداد اجتماعى شكل گرفته است. هابز در تعبيرى مىگويد: «انسان، گرگِ انسان است.
زيرا انسان مثل گرگ، اراده به قدرت است. پس انسان گرگ است.» ژان ژاك روسو در نقد اين تفكر مىگويد: انسان را معادل گرگ دانستن، توهين بزرگى به انسان است. انسان گرگِ گرگ هم نيست. بلكه تفاوتهايى با گرگ دارد. انسان گاهى به فكر ديگران، اجتماع و همنوع خود است. پس فقط گرگ نيست. اما بايد جنبه كمك كردن به ديگران عموميت يابد. نه گرگ بودن انسان! از اين رو، قراردادى به نام «اراده عام مبتنى بر عقل» منعقد مىكنيم و دولتى را كه مظهر عقل بشرى باشد، تشكيل مىدهيم. كه اراده عام داشته باشد. به عبارت ديگر، من از اراده خودم صرفنظر مىكنم او نيز از اراده خود گذشت مىكند. همه از ارادههاى خود چشمپوشى مىكنند و همه آنها را در اختيار يك اراده به نام اراده دولت مبتنى بر عقل جزئى و اراده به قدرت متصرف قرار مىدهد. پس جامعه را عقل جزئى اداره مىكند. در اينجا دموكراسى شكل مىگيرد. در تفكر دموكراسى همه انسانها در دولت مشاركت دارند و دولت، مظهر عقل انسانى است و هر كارى انجام مىدهد، براساس عقل مردم انجام مىدهد. اساس جامعه مدنى اين چنين است.
در جامعه مدنى، عقل و اراده بشرى حاكم است و در آن هيچ اثرى بيرون از بشر نيست. در همهجاى سياست جديد، سخناز اراده، قدرت جديد و اراده به تصرف است.
زيرا بشر جديد، فقط قدرت را مىفهمد و بدين ترتيب، اراده عام و دموكراسى شكل مىيابد. پيدايش دموكراسى با رأى و اراده اكثريت، در نهايت به فاشيسم منجر مىشود.
مثل: فاشيسم ايتاليا و سوسيال ناسيوناليسم آلمان. زيرا اكثريت مردم به دولت جابر و استبدادى رأى دادند و رأى اكثريت، كه ملاك آزادى بود، خود آنان رأى دادند كه ما