بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٦
كه براى دينى كردن تفكر و انديشه مسيحيت، نيازمند به ابن سينا است. او حدود صد بار نام و انديشه ابن سينا را در كتابهاى خود مطرح كرده و به كتابهاى او استناد مىكند.
پس فكر توماس، تحت تأثير تفكر يك فيلسوف اسلامى است و با فكر ابن سينا، مسيحيت را سر و سامان مىدهد.
وقتى فرانسيس بيكن، بت و بتشكنى را مطرح مىكند، منظور او شكستن فكر توماس و فيلسوفان پيش از او، و از جمله شكستن فكر ابن سينا است. وى مىخواهد با اين بتشكنىها، عصر جديد را شكل دهد. پس اين موضوع، تحولى است كه اتفاق مىافتد و فرانسيس بيكن، طلايهدار اين تحول است.
عقل از ديدگاه انديشمندان اسلامى فارابى، مؤسس فلسفه اسلامى و ابنسينا، بزرگترين فيلسوف اسلامى در كتابهاى خود عقل را تقسيمبندى مىكنند. ابن سينا در رساله: معانىالعقل، پس از ارائه تعاريف مختلف درباره عقل، درجات و مراتب عقل را اينگونه تبيين مىكند:
الف- عقل هيولايى: هيولا در زبان يونانى به معنى «قوّه» است. و هيولايى در ريشه يونانى به عقل بالقوه گويند. عقلى كه «استعداد» است. مثل: عقل بچه. وقتى كودك به دنيا مىآيد، عقل ندارد. عقل در او، جنبه احساس محض دارد اما همان عقلى كه استعداد محض است، مىتواند درجه بالاترى پيدا كند. كه به آن «عقل بالفعل» گفته مىشود. عقل بالفعل، عقلى است كه اصولى بديهى را درك مىكند. وقتى كودك بزرگتر مىشود و عقل او رشد مىنمايد، در همان اوان طفوليت، بديهيات اوليه عقلى را درك مىكند اگر از پشت سر او را صدا كنند، صورت خود را بهسوى صدا برمىگرداند و مبدأ و علل آن صدا را جستجو مىكند. پس اينكه علت را جستجو مىكند، يعنى اصل «عليت» را بهعنوان يك بديهى عقلى پذيرفته است.
كمكم همين عقل رشد مىكند و به مرحله «عقل بالملكه» مىرسد. عقل بالملكه بهطور متعارف در همه انسانها وجود دارد. عقلى كه به آن «عقل تميز» و «تشخيص» نيز گفته مىشود. عقلى كه به عقل مطالعه و تحصيل مشهور است و ما مسائل را با آن مىفهميم و درباره آنها مطالعه مىكنيم و به كمك آن، استدلال مىنماييم.