بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٥
بتواند فكر و زندگى كند.
ب- بت غار، شامل افكار شخصى است. هر انسانى در درون خودش بتى دارد. بت او، عادات شخصى وى مىباشد. در هر محيطى كه تربيت يافته و بزرگ شده است، عاداتى وجود دارد كه اجازه تفكر را به او نمىدهد پس اين بت را نيز بايد درهم شكست! ج- بت بازار، در نظر بيكن همان «كلمات» اند. كلمات و واژههايى وجود دارد كه بايد آنها را از نو تعريف كرد: ايمان، خدا، و آخرت را بايد از نو تعريف نمود. جهان هستى را بايد از نو شناخت. اينها، كلماتى هستند كه در ميان اقوام و افكار مردم رايج بوده است.
اما آنها را به درستى به كار نمىبردند. وقتى گفته مىشود: غايت، پايان، منتهى، برابر فكر مسيحى تصور مىشود كه: غايت و پايان يعنى عالَم آخرت. از اين رو، بايد كلمات مذكور تجديد و تازه شوند و با معانى جديد در جامعه به كار روند. پس در شرايط فعلى، اينها بت هستند و بايد آنها را شكست.
د- بت نمايشخانه، نظامهاى فلسفى گذشته است. بزرگترين نظام و فكر فلسفى در عالَم مسيحيت، از شخصيتى به نام «سن توماس پاكوئيناس» يا «توماس مقدس» است.
توماس كشيش بزرگ قرن سيزدهم و از بزرگترين متفكران مسيحى در اواخر قرون وسطى است. توماس، شكلدهنده نظام فكرى مسيحيت است. به اندازهاى كتاب نوشته است كه خواندن همه آنها براى يك انسان معمولى در مدت تمام عمر او دشوار است. تا چه رسد به آنكه كسى آنها را فقط نوشته باشد. توماس، همت عظيمى در نوشتن كتابهايى داشت كه به نظام فلسفى كاتوليك كمك مىكرد. بهگونهاى كه امروزه تفكر كاتوليك متكى بر فكر توماس است و حدود هفتصد سال است كه فكر مسيحى در نظام كاتوليستى است نه پروستانتيسم. او نظام كاتوليستى را بنيان گذاشت و امروزه كليسا و واتيكان، متكى به فكر توماس است. همانطور كه ما در تفكر اسلامى متكى به فكر ملا صدرا هستيم.
توماس با چنين جايگاهى، به شدت تحت تأثير ابن سينا است. در زمان توماس، كه جنگهاى صليبى رو به پايان بود، كتابهاى مسلمانان به دست مسيحيان افتاد. آنان اين كتب را ترجمه كردند و با دقت به مطالعه آنها مىپردازند. به ويژه كتابهاى ابوعلى سينا تأثير بسيار عميقى در فكر و انديشه مسيحيان مىگذارد. به عبارت ديگر، همانطور كه ما اكنون دچار غربزدگى هستيم، آنان دچار اسلامزدگى مىشوند. توماس احساس مىكند