بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٨
ماند. رومتئوس متحير شده بود. از اين رو، تصميم گرفت چيزى به انسان بدهد تا عدالت را حفظ كند و او را در مقام شامخ خود قرار دهد. رومتئوس از زئوس آتش مقدس را دزديد و آن را غصب كرد و به بشر داد و او را صاحب آتش مقدس كرد. آتش مقدس، همان خرد و عقل است كه بشر توانست با آن بر همه موجودات طبيعت فخر فروشد و بر همه آنان پادشاهى كند. زئوس از اين كار عصبانى شد و رومتئوس را دستگير كرد و او را در كوههاى قفقاز به بند كشيد. روزها مرغى مغز او را مىخورد و شبها اين مغز دوباره به جاى خود بازمىگشت. اين عذاب، قرنها ادامه داشت. تا آنكه يكى از خدايان به نام هركول، رومتئوس را نجات داد.
پس اين يك نمونه از افسانههاى يونانى است. اما در اين افسانه، يك اتفاقى رخ مىدهد. در اين افسانه، بشر مقام خدايى پيدا مىكند و با خدايان شريك مىشود. آتش مقدس، كه متعلق به زئوس است، در اختيار بشر قرار مىگيرد و بدين ترتيب، بشر در خدايى مشاركت پيدا مىكند. اين تفكر بسيار مهم است. زيرا در اين تفكر، بشر مقام الوهيت پيدا مىكند.
بنابراين، در اسطوره يا خاطره ازلى افلاطون، كه آن را به يونان و يونانى نسبت مىدهد و با آن غرب متولد مىشود، بشر مقام خدايى دارد. سراسر تاريخ غرب، مملو از سير و بسط الوهيت بشر است. چنين خاطرهاى، اختصاص به غرب دارد و در افسانهها و اسطورههاى هيچ يك از ملل وجود ندارد.
اسطوره در تفكر اسلامى در تفكر شرقى، كه متبلور حقيقت تفكر اسلامى است، اسطوره وجود دارد و در آن خاطره ازلى آدمى بيان شده است. قرآن كريم، آغاز خلقت را براى ما اينگونه توصيف كرده و مىفرمايد:
«وَ اذْ اخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُريَّتَهُمْ وَ اشْهَدَهُمْ عَلى انْفُسِهِمْ الَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟ قالُوا بَلى!» «١» آنگاه كه خداوند از پشت آدم، ذريه او را برگرفت، همه بنى آدم را در مقابل خود قرار داد و آنان