بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٣
غرب بر همه كشورها سيطره دارد.
د- گاهى مراد از غرب و شرق، غرب و شرق سياسى است. عنوان غرب و شرق سياسى، عنوانى است كه با انقلاب اكتبر در ١٩١٨ بهوجود آمده است و با وقوع آن، دو بلوك غرب و شرق سياسى پديد آمد. كشورهاى تابع پيمان ورشو به بلوك شرق و كشورهاى تابع پيمان ناتو، خود را در بلوك غرب مىدانستند. از نظر ما شرق و غرب سياسى، هر دو غرب است. ما از شرق سياسى، تنها يك اصطلاح سياسى سراغ داريم.
شرق سياسى متعلق به غرب است و غرب سياسى نيز متعلق به غرب است. شرق و غرب، هر دو از نظر سياسى يك ماهيت دارند. هر چند اتحاد جماهير شوروى از ميان رفت ولى شرق سياسى نيز وجود ندارد و آن زمان نيز كه وجود داشت، متعلق به جهان غرب بود. زيرا اساس و هويت ماركسيست، غربى است و هر كسى كه با آن مرتبط است، او نيز غربى است.
ه- گاهى سخن از غرب و شرق به ميان مىآيد ولى مراد شرق و غرب «عرفانى» است. ما اصطلاح «شرق عرفانى» و «غرب عرفانى» را از كلام فيلسوف و متفكر بزرگ جهان اسلام شيخ شهابالدين سهروردى وام گرفتهايم. سهروردى سخن از شرق و غرب به ميان آورده است. اين فيلسوف بزرگ جهان اسلام، شرق و غرب افقى جغرافيايى را به شرق و غرب عمودى مبدّل كرد و آن را «شرق عرفانى» و «غرب عرفانى» ناميد. شرق را به معناى نور و نورافشانى دانست. زيرا حقيقت شرق، طلوع نور است و آن، از مقام مقدس «اللَّه» تبارك و تعالى ناشى شده است:
«اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالْارْضِ» «١» پس حقيقت شرق و مشرق، محل طلوع نور، مقام ظهور نورانيت اللَّه تبارك و تعالى است. مقام شرق حقيقى، مقام ذات اقدس الهى است. سهروردى، حقيقت شرق را ذات اقدس الهى مىداند كه نور وجود، از ذات او بر عالم هستى طلوع مىكند.
غرب، در اصطلاح سهروردى، ظلمت است. غروب خورشيد حقيقت به نظر سهروردى، جهان طبيعت، جهان ناسوت، ماده و ظلمت است. جهان طبيعت، دورترين جهان به وجود حق تعالى است. بنابراين، در جهان طبيعت، چيزى جز «ظلمت» نيست و