بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٣
مصاحبه مىكند. بنابراين، وسايل ارتباط جمعى و رسانههاى گروهى غربى در اعمال نفوذ و سياست آمريكائىها نقش بسيار اساسى دارند.
روزنامه عصر ما، در يكى از شمارههاى اخير، سياست خود را با صراحت و بىپرده اينگونه نوشت: ما براى آنكه [به تعبير آنان] راستىها [به تعبير ما، متدينين] را، از صحنه خارج سازيم، در صورت لزوم بايد، با شيطان نيز همدست و همداستان شويم! سوم- القاء شبهه از طريق رسانههاى گروهى:
الف- «تا زمانى كه ايران روشهاى خود را تغيير ندهد، خود را از نعمت سرمايهگذارى خارجى محروم مىكند.» اين شبهه در افراد مختلف تأثير خاص خود را دارد:
* انسان ساده لوح و سطحى با شنيدن آن مىگويد: عجب آدمهاى سرسخت و كلهشقّى هستيم! به اسرائيلىها چكار داريم؟
* آنان كه بىحياتر هستند، مىگويند: به ما چه ارتباطى دارد؟ عربها با اسرائيلىها اختلاف دارند، ما چرا با شاخ گاو خود را در آويزيم؟! * كسانى هستند كه هنوز هم مثل لوطىهايى كه از فطوت گذشته خود، فقط قالبى دارند و با تبختر راه مىروند و اقتدارى ندارند، اينان به خود اجازه نمىدهند كه بطور مستقيم با اسرائيل وارد مذاكره شوند ولى با راديو اسرائيل براحتى مصاحبه مىكنند. مثل طبرزدى كه گاهى به شدت انقلابى سخن مىراند و گاهى نيز با راديو اسرائيل مصاحبه مىكند! * آنانكه مقدارى عاقلترند و هنوز قائل به رعايت بعضى ظواهر هستند، مىگويند:
اگر آمريكايىها شرط اصلى رفع خصومت را عدم مقابله با اسرائيل مىدانند، چرا اين كار را نكنيم؟
البته زمانى كه در پاسخ آنان، سخن از اسلام به ميان آوريد، حرفى براى گفتن ندارند.
از اين رو، آنانكه در بعضى شرايط خيلى ادعاى مسلمانى مىكردند، اكنون به دنبال برگزارى جشن سده و حركتهاى ناسيوناليستى هستند.
به عبارت ديگر، ايرانگراهاى غير دينى با متدينين بريده از حكومت، در مواردى به نقاط مشتركى مىرسند. اگر در پاسخ به پرسشهاى آنان، از قبيل: چرا در افغانستان،