بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
دارند.» پس مجموعه انگليس، آمريكا، عربستان و پاكستان، طالبان را طراحى كردند و تصميم دارند طالبان تا آسياى مركزى پيشروى كند. مقدمات آن را نيز فراهم كردهاند.
بدين ترتيب كه شركت نفتى يونيكال، كه زمانى با او مذاكره شده بود، مىگفت: پديده طالبان، يك اقدام سياسى است و ما بنا به دستور اقدام كردهايم. بودجه آن را عربستان به عهده دارد. عربستان حدود دو ميليارد دلار براى عبور لوله گاز آسياى مركزى از افغانستان و سپس به بنادر پاكستان در اقيانوس هند سرمايهگذارى كند، اقدامات نظامى طالبان را پاكستانىها انجام دهند، چهره داخل ميدان نيز همين اوباش طالبان باشند.
زمانى كه با پاكستانىها صحبت شد، آنان در توجيه سياست خود اظهار كردند: طالبان، تاريخ مصرف دارند. مأموريت آنان كه انجام شد، از صحنه كنار مىروند و حكومت مورد نظر به حاكميت مىرسد. منظور پاكستانىها اين بود كه: پديده طالبان، در حقيقت جاده صافكن براى يك حكومت دست نشانده در افغانستان است و لوله گاز آسياى ميانه نيز از افغانستان عبور خواهد كرد. در آن صورت، روسيه دور زده مىشود و موقعيت ترانزيتى جمهورى اسلامى ايران نيز بدون استفاده مىماند و بدين ترتيب، آمريكايىها با استفاده از فرمول طراحى شده و هوشمندانهاى به آسياى مركزى راه پيدا مىكنند.
در مقابل، يكى از اقدامات بسيار مؤثر جمهورى اسلامى ايران در افغانستان، حمايت از متحدين در شمال افغانستان است. امروز يكى از نقاط بسيار ارزشمند و استراتژيك سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، حمايت از متحدين در شمال افغانستان بشمار مىآيد. بطور حتم، بايستى اين حمايت ادامه يابد. در حقيقت، اين زنجيرهاى كه آمريكايىها مىخواستند بسان تار عنكبوتى به اطراف ما بتنند، مىبايست در نقطهاى از هم گسسته شود. آن نقطه شمال افغانتسان است. خوشبختانه، با توجه به ماهيت غير منعطف طالبان، به شكلى شده است كه حاميان آنان نيز از اقدام خود سرخورده شدهاند. تا حدودى آسياى مركزى نيز كه قرار بود دست در دست طالبان دهد، از آنان ترسيدهاند. طالبان نيز بسان غولى مىباشد كه از شيشه بيرون آمده است و سر صاحب خود را نيز هدف گرفته است. يكى از طالبان گفته بود: بعد از مزار شريف و شمال افغانستان، نوبت سمرقند و بخارا است. ما بايد همچنان پيشروى كنيم و سرزمينهاى اسلامى را آزاد نمائيم. اسلام كريماف از اين گفته بسيار ترسيده بود و از آن پس، سياست