بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢
حال، مرتبط با قفقاز، درياى خزر و آسياى ميانه مىباشد. آمريكايىها براى همه اين بخشها، برنامههاى خاص خود را دارند و در حقيقت، سياست آمريكايىها در: اروپا، خاور ميانه، خليج فارس، قفقاز، درياى خزر و آسياى مركزى يك كل است كه يك هدف واحد را دنبال مىكند و به نوعى، پيوندهايى بين اجزاء اين سياست آشكار است.
اينك به تحليل اين محورها مىپردازيم.
- سياست آمريكا در خاور ميانه پس از فروپاشى شوروى و پايان جنگ عراق و كويت، سياست آمريكا در خاور ميانه تغيير اساسى يافته است. امروز، اسرائيل محور اساسى سياست آمريكا در خاور ميانه است. در گذشته، اركان سياست خارجى آمريكا در خاور ميانه را چهار كشور عربستان، مصر، اسرائيل و تركيه رقم مىزدند. قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، كشور ايران نيز در زمره كشورهاى مذكور بود. بدين جهت، در شمار كشورهايى قرار داشت كه كمكهاى اقتصادى، تسليحاتى دريافت مىكرد و از امتيازات خاصى كه آمريكايىها براى دوستان نزديك خود قائلاند، بهرهمند مىشد.
با ماجراى ننگين كمپ ديويد در سال ١٣٥٨ شمسى (١٩٧٨ ميلادى)، جبهه متحد اعراب شكافته شد و بدين ترتيب، مأموريت كشور مصر به پايان رسيد. پيش از آن، بعضى كشورهاى كوچك عرب، مثل: اردن، عمان، سومالى در زمان زياد باره، روابط نزديكترى با آمريكايىها داشتند و با اسرائيل برخورد خصومتآميز نمىكردند. ولى در زمان جمال عبدالناصر و انور سادات، جهان عرب، شامل كشورهايى همچون:
عربستان، سوريه، الجزاير و ... با محوريت مصر بهعنوان ركن اساسى آنها، با آمريكا درباره اسرائيل اختلاف داشتند. طراحى كيسينجر و جريان كمپ ديويد، كمر مقاومت اعراب را شكست. نقش مصر، از كمپ ديويد در سال ١٩٧٨ شروع شد و تا جنگ عراق و كويت در سال ١٩٩١ (پس از ١٣ سال) به پايان رسيد. پس از آن، آمريكايىها براى پيشبرد اهداف خود در منطقه نياز اساسى به مصر نداشتند با اين همه، مصر را در محدوده اقتدار و نفوذ خود حفظ كردند.
اسرائيل، اولين دريافت كننده كمكهاى خارجى آمريكا در جهان است. پس از آن،