بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤
نبوّت، سخن انبياء و اولياء اين است كه خدا چنين فرموده، ما خود بدان عمل مىكنيم، پس شما نيز عمل كنيد. در اين جا سخن از ربالعالمين بودن خداوند است. اطاعت همگان از ذات اقدس اله، يك اطاعت و رعيت بودن خوب و محمود و ممدوح است. هر فرد جاهلى، رعيت عالم است و هر فرد بيمارى، رعيت طبّ است و هر ظالمى، رعيت عدل است. البتّه شخص بيمار، رعيّت طبيب نيست، بلكه رعيّت طب و پيرو فرهنگ طبابت است و طبيب در اين ميان، كارشناس طب است و راه درمان را به بيمار نشان مىدهد؛ يعنى طبيب اگر بيمار شود، خود را اينگونه درمان مىكند و ديگران را نيز فرامىخواند به اينكه خود را به همينگونه درمان كنند.
ذات اقدس اله، وقتى كه از حكومت الهى ياد مىكند و لزوم پيروى از چنين حكومتى را طرح مىنمايد، از «شفا» و «درمان» نام مىبرد: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرانِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ «١» ؛ وحى الهى، دارو و درمان بيمارىهاى اخلاقى و فكرى و فرهنگى است؛ پس وحى خدا، فرهنگ طبابت است و بيمارىهاى علمى و عملى ما را درمان مىكند و پيامبران الهى، پزشكان نفوس مردم و مجرى همان فرهنگ طبّى وحىاند؛ بدون آنكه از هواى خود يا هوس خويش نسخهاى تنظيم نمايند.
مكتب و رأى مردم آيا مردم در برابر مكتب شفا بخش، حق رأى دارند يا اينكه رأى مردم عاقل اين است كه بايد از فرهنگ طبابت وحى استفاده كنيم؟ مردم خردمند جز اين سخنى ندارند كه:
چون ما نمىدانيم، از علم بايد كمك بگيريم و خدا علم محض است؛ ما حيات نداشتيم و حيات ما به دست خودمان نبود و نيست؛ پس بايد از حيات محض، نور زندگى بگيريم و خدا حيات محض است: «هُوَ الْحَىُّ لا إِلهَ إِلَّا هُو» «٢» . ذات اقدس اله كه بشر را آفريده و از بيمارىهاى آنان خبر دارد و راه درمان بيمارىها را نيز به خوبى مىداند، قرآن كريم و مكتب اسلام را بهعنوان شفا براى جوامع بشرى فرستاده است تا آن را بشناسيم و به آن عمل كنيم. اكنون به دو نمونه در اين موضوع توجّه كنيم:
الف- ذات اقدس اله به همسران پيامبر اكرم (عليه آلاف التّحيّة والسلام) فرمود: