بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥
مدرسه فيضيه حمله كردند و عدهاى را به شهادت رساندند و تصور كردند كه اوضاع را كنترل نمودهاند. درحالىكه امام در صحنه حضور داشت و از اين شرايط استفاده كرد و در يك نطق بسيار كوبنده، حادثه فيضيه را به يك جريان ملى تبديل كرد و در حقيقت، مبارزه را كه از قم سرچشمه گرفته بود، به سراسر كشور گسترش داد. تا آنجا كه رژيم اقدام به بازداشت امام در تهران كرد. جريان بازداشت امام، دوباره منشأ تحركات جديدى شد كه قيام ١٥ خرداد را در اعتراض به بازداشت امام بهوجود آورد. همه اين جريانات، حكايت از زمينهسازى بود كه از قبل صورت گرفته است. ١٥ خرداد را نمىتوان يك حادثه اتفاقى دانست. اگر تلاش ده ساله روحانيت از سال ٣٢ تا ٤٢ در كار فكرى، فرهنگى و آماده كردن زمينه شكل نمىگرفت، بهطور حتم، ١٥ خرداد ٤٢ نيز اتفاق نمىافتاد. ١٥ خرداد را هيأتهاى مذهبى در تهران ايجاد كردند و در حقيقت چپىها و ملىها هيچ نقشى در ١٥ خرداد نداشتند و تا سالها آن را تخطئه مىكردند.
حتى مجاهدين خلق، جبهه ملىها، كمونيستها تا سالهاى دهه ٥٠، وقتى نهضت ١٥ خرداد را تحليل مىكردند، آن را يك حركت كور قلمداد مىكردند. اين موضوع در همه نوشتههاى آنان با تعابير مشابه ديده مىشود. آنان هيچ نقشى در ١٥ خرداد نداشتند.
هيأتهاى مذهبى تهران، اين نهضت را آغاز كردند و جالب توجه است كه در اين جريان نيز روحانيت نقش اول را بهعهده داش بصيرت پرچمداران ١٣٩ پرسش و پاسخ ص : ١٣٩ ت و در رأس آنان در تهران، شهيد آيةالله مطهرى نقش تعيينكنندهاى را ايفا كرد.
شب قبل از ١٥ خرداد، شهيد مطهرى نطق كوبندهاى ايراد كرد كه موجب دستگيرى او و چند نفر ديگر توسط عوامل شاه گرديد و تا ٤٠ روز در زندان بود. سپس روز بعد مردم به حمايت از روحانيت و دفاع از مرجع تقليد خود، كه دستگير شده بود، تظاهرات كردند و عوامل رژيم نيز به شدت آن را سركوب نمودند و بدين ترتيب، ١٥ خرداد، نهضت روحانيت را كه از قم سازمان يافته بود، به تهران و سپس به برخى شهرستانها گسترش داد و از آن روز به بعد، دامنه آن وسيعتر شد. البته به ظاهر اين چنين وانمود مىشد كه نهضت ١٥ خرداد سركوب گرديد و رهبر و ياران نزديك او تبعيد و بازداشت شدند ولى حقيقت آن بود كه با شهادت مسلمانان و تبعيد و بازداشت رهبر و ياران، نهضت تعميق يافت و موجب بيدارى خفتگان در جوّ خفقان شد. بسيارى از كسانى كه هنوز اميد داشتند كه مىتوان با شاه به تفاهم رسيد، با قيام ١٥ خرداد، آن را گمانى واهى بيش ندانستند و نيز بسيارى از كسانى كه روشهاى مسالمتجويانه را تجويز مىكردند، بعد از قيام ١٥ خرداد به اين نتيجه رسيدند كه اين روشها، بىنتيجه خواهد بود. در كنار اينان، بسيارى از كسانى كه در چارچوب قانون اساسى و پذيرش رژيم سلطنتى، حتى در درون روحانيت، فعاليت مىكردند، در حقيقت به اين جمعبندى رسيده بودند كه با اين روشها نمىتوان به اهداف مورد نظر دست يافت و بايستى شيوه ديگرى در پيش گرفت.
از اين رو، روحانيت نيز فعاليت فكرى و فرهنگى دهه گذشته خود را قوىتر و گستردهتر تداوم بخشيد و هم به اقدامات سياسى، دامنه بيشترى داد. شهيد مطهرى كه حلقه وصل هيأتهاى مذهبى تهران با حضرت امام قدس سره بود، از سوى امام قدس سره مأموريت يافت كه آنان را سازماندهى كند. پس از اين، جمعيت هيأتهاى مؤتلفه اسلامى بوجود آمد و تشكيلاتى را پديد آورد كه بخش نظامى آن راهاندازى شد و توانست منصور، نخستوزير بعد از ١٥ خرداد را ترور كند. اين اقدام، در حقيقت با نظارت امام و با واسطه شهيد مطهرى و جمعى از آقايان: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، غفورى، مولايى و انوارى صورت گرفت. آنان جمعى بودند كه از سوى امام، بهعنوان شوراى افتاء، مسؤول كنترل اقدامات آنان از منظر فكرى و شرعى بودند و شهيد مطهرى وظيفه كار فكرى و ايدئولوژيك هيأتهاى مؤتلفه اسلامى را برعهده داشت.
كتاب «انسان و سرنوشت»، در حقيقت جزوه درون گروهى جمعيت هيأتهاى مؤتلفه آن روز است كه استاد براى آنان تدريس كرده بود. استاد در مقدمه آن كتاب، درباره ضرورت بازگشت به اسلام، بحثى درباره علل عظمت و انحطاط مسلمانان بيان مىكند كه در آن ٢٧ عنوان بحث را مطرح مىنمايد. «١» يادآورى اين نكته براى آن است كه نشان دهيم شهيد مطهرى بهعنوان شاگرد امام، محور تلاش فكرى در اين مقطع بود كه اين حركت تند سياسى، منجر به قيام ١٥ خرداد شد و علاوه بر آن، در تداوم مبارزه ١٥ خرداد نيز نقش محورى داشت. البته نهضتهاى مؤتلفه، كه با ترور منصور، توسط رژيم به شدت سركوب شدند و عناصر اصلى آنان دستگير شدند و تعداد شش نفر از آنان اعدام و بقيه به حبسهاى دراز مدت محكوم شدند ولى تشكل آنان، يعنى همان هيأتهاى مذهبى تهران باقى ماند و آنان نيز به دليل حضورى كه در سطح تهران و ارتباطى كه با شهرستانها داشتند، در واقع تا مدتها كار پيامرسانى را از امام به بدنه مردم در سطح كشور انجام مىدادند.
به ياد مىآورم كه در شيراز، اعلاميههاى حضرت امام از لابلاى اجناس و كالاهاى خريدارى شده از بازار تهران به دست ما مىرسيد. آنان در تأمين نيازهاى مالى نهضت و