بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤
امام خمينى و رهبرى جريان اسلام فقاهتى روحانيت با استمداد از تلاش فرهنگى، كه در يك دهه بهطور پيوسته انجام داده بود، چه از نظر كادرسازى و چه در زمينه فراهم كردن شرايط اجتماعى براى كار سياسى دينى، از فضايى كه فراهم شده بود، استفاده كرد. امام قدس سره اولين گام خود را با اعتراض به تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى برداشت و بر جنبههاى غير دينى آن انگشت گذاشت. از جمله: تصويب نامه، شرط «مسلمان» بودن براى همه شركت كنندگان را در اين انجمنها حذف مىكرد و نيز سوگند به «قرآن» را حذف نمود. زيرا در اين صورت، راه براى هر غير مسلمانى باز مىشد. انجمنهاى ايالتى و ولايتى، شبيه شوراى شهر است كه امروز در قانون اساسى ما آمده است. امام راحل قدس سره، اين موضوع را بهعنوان يك انگيزه براى شروع فعاليتهاى خود قرار داد و درباره آن سخنرانى كرد و مردم را به ميدان مبارزه فرا خواند. اين اقدام، بهعنوان اولين تجربه سياسى به نتيجه رسيد و دولت مجبور به عقبنشينى شد و تصويبنامه را لغو كرد. در نتيجه پيروزى بزرگى براى جريان اسلامى به دست آمد. اين پيروزى، سنگ بناى اقدامات سياسى جريان فقاهتى و ولايتى بود كه از آن پس، اين اقدامات تداوم يافت.
به عبارت ديگر، در طول اين ده سال، اين كار، اولين و مؤثرترين و موفقترين آنها بود.
البته پيش از آن، به دليل هيمنه آيتالله بروجردى و شرايطى كه در كشور بود، رژيم جرأت نمىكرد دست به اين اقدامات بزند. از اين رو، رژيم پس از ارتحال ايشان، اقدام به اجراى تصويبنامه كرد امام قدس سره نيز از اين فضا استفاده كرد و آن را سكويى براى پرش بهسوى تحقق اهداف نهضت اسلامى قرار داد. البته اعتراض ديگر امام، به انقلاب سفيد و رفراندم آن براى جا انداختن اصول ششگانه اصلاحات يا رفرم آمريكايى بود كه شاه با پيگيرى و فشار آمريكايىها آن را پياده مىكرد.
بايد دانست كه آمريكا در اين دهه، از ٣٢ تا ٤٠، پايههاى نظام سلطه خود را بهطور كامل در كشور تثبيت كرد و روسيه را از صحنه خارج ساخت هرچند در اين مقطع نقش چندانى در ايران نداشت. انگليسىها نيز از صحنه خارج شدند و آمريكايىها حاكميت مطلق خود را بر ايران تثبيت كردند.
در اين شرايط، آمريكايىها با تجربيات تلخى از ساير كشورهاى دنيا روبرو شدند:
الف- پيدايش نهضتهاى آزاديبخش.
ب- بسيارى از كشورهاى جهان سوم، تحت تأثير تبليغات ماركسيستى از دايره قدرت آمريكا خارج شدند.
ج- در بسيارى از كشورها، كودتاى غير آمريكايى و چپى رخ داد و به تغيير حكومتها انجاميد.
در نتيجه، آمريكا ايجاد فضاى باز سياسى و رفرم و اصلاح اقتصادى را براى كشورهاى زير سلطه خود، به ويژه كشورهايى كه به سبك ديكتاتورى اداره مىشد، توصيه كرد كه از جمله آن كشورها، ايران بود.
آمريكا براى آنكه: ايران با انقلاب روبرو نشود و در نتيجه نهضتهاى رهايى بخش در آن شكل نگيرند و نيز براى آنكه بهانه تبليغاتى از دست انقلابيون گرفته شود، دست به رفرم زد. البته رفرمى كه حقيقت آمريكايى داشت ولى صورت آن سوسياليستى بود.
لغو مالكيتهاى بزرگ، سهيم كردن كارگران در سود و مالكيت كارخانهها، در حقيقت اقداماتى به سبك سوسياليستى بود ولى در اساس، براى آن بود كه آمريكا بتواند ايران را از يك انقلاب و خيزش باز دارد و همچنان به حاكميت خود ادامه دهد. انقلاب سفيد براساس چنين فلسفهاى صورت گرفت و تا زمان حيات آيتالله بروجردى، شاه جرأت اعلان آن را نداشت. پس از رحلت ايشان، تصور مىكرد كه از اين پس، آن قدرت بلامنازع در مرجعيت شيعه وجود ندارد. زيرا آيتالله بروجردى مرجعيت عامه داشت و در آن زمان، جز ايشان، كسى مرجع تقليد نبود. پس از رحلت ايشان، تعدادى از جمله:
امام قدس سره مطرح شدند. البته جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه سنگ بناى آن را حدود ١٠ تا ١٥ نفر از مدرسين آن زمان گذاشتند، در جريان بازداشت حضرت امام قدس سره، از مرجعيت ايشان حمايت كردند. مرجعى كه در اين شرايط، به اصطلاح يك سر و گردن از ساير مراجع بالاتر است، در حوزههاى علميه داخل كشور بهعنوان مرجعيت مطرح شد.
در نجف نيز مراجع ديگرى مطرح بودند. بنابراين، امام از شرايط بوجود آمده، استفاده كرد و به سياستهاى شاه اعتراض نمود. البته رژيم كه شناخت دقيقى از عملكرد روحانيت در دهه اخير نداشت و نيز از نفوذ روحانيت در مردم چندان از تحليل واقعى برخوردار نبود، تصور مىكرد با رحلت آيتالله بروجردى، مانع اصلى از پيش راه برداشته شده است. از اين رو، هجوم خود به حوزه علميه را آغاز كرد. دژخيمان شاه به