بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
به تعبير جلال آل احمد، در حقيقت، وى شهيد اسلاميت در مقابل غربزدگى بود. به عبارت ديگر، نورى شهيد مقاومت اسلامى در مقابل جريان غربزدگى و غربباورى بود.
اين جريان، همچنان ادامه داشت. از يك طرف روحانيت تلاش مىكرد كه ايمان مردم را حفظ كند و از نقش دين در زندگى مردم پاسدارى نمايد. از آن طرف، جريانهايى كه سر نخ آنها به غرب وصل مىشد، به طور معمول از ناحيه حكومتها حمايت مىشدند و بسيارى از آنان وابسته به حكومت بودند.
چنين چالشى تا سال ١٣٣٢، ابتكار عمل را در دست داشت. نيروهاى مسلمان، علما، روحانيون و جريانهاى مذهبى حالت دفاعى داشتند و از كيان اسلام و كلّيت آن دفاع مىكردند و براى حفظ ايمان مردم تلاش مىنمودند. مبارزه و مقابله براى شكست آنان چندان دشوار نبود. ولى تا سال ٣٢، اين جريان هر كدام در مقطعى به صحنه آمدند و در مقطع ديگر از ميان رفتند بهطورى كه تا سال ٣٢ ما شاهد سه جريان هستيم.
جريان اول، غرب باورانى بودند كه همه آمال و آرزوى آنان، حاكميت فرهنگ غربى در كشور بود. اوج تحرك و نقشآفرينى آنان، بعد از انقلاب مشروطيت رخ داد. با ايجاد دگرگونى در مشروطيت، ديكتاتورى رضا شاه بر كشور سلطه يافت و اين جريان، در حقيقت كارآيى خود را از دست داد. حاملان و پرچمداران جريان رجوع به فرهنگ غربى براى توسعه و اصلاح كشور در زمان ديكتاتورى رضا شاه، يا تسليم گشته و از عوامل و اركان ديكتاتورى واقع شدند و يا از كشور خارج شدند و يا منفعل و منزوى گرديدند.
افرادى كه از آنان نام برديم و انديشهاى كه به دنبال آنها راه افتاده بود، در حقيقت تا انقلاب مشروطيت و پس از آن ناكام ماند و انقلاب مشروطيت از نقطه اوج خود پايين آمد و خاتمه يافت.
جريان دوم، رواج تفكر كمونيستى در كشور بود كه خاستگاه آن را نيز بايد در غرب جستجو كرد. اگر چه خطّه شمال كشور ما، به عنوان اولين منطقه تحت تأثير شوروى بود ولى در واقع، پدر كمونيستى در ايران، عاملى چون: دكتر تقى ارانى شناخته مىشود كه دانشجوى رشته فيزيك در آلمان بود و در آنجا با افكار ديالكتيكى و ماركسيستى آشنا گرديد. آنان از گيلان و بندر انزلى آغاز كردند. بعد از ورود روسها و تصرف بخشهايى از شمال كشور، به شكلى نيروهاى كمونيست را تحت تأثير خود قرار دادند. در كنار اين