بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
تكنولوژى غرب استفاده كنند، مسحور فرهنگ، تمدن و ظواهر آن ديار شدند.
اين واقعيت را در نوع نوشتهها، خاطرات و سفرنامههايى كه از آنان بجا مانده است، مىتوان ملاحظه كرد. البته جريانهاى پيچيده و مخوف سياسى و فرهنگى در كمين آنان نشسته بودند و با آنان تماس برقرار مىكردند. در آن زمان، جريانى كه روى اين مسأله فعاليت مىكرد و چه بسا جريان گزينش اين افراد را در دست داشت و آنان را به خارج اعزام مىكرد، جريان فراماسونرى بود. ماسونها از اين امكان به شدت بهره گرفتند و بسيارى از دانشجويان ايرانى را كه از اين طريق به خارج رفتند، جذب تشكيلات خود كردند، به طورى كه كاملًا در انديشه فراماسونرى، كه همان اومانيزم غربى است، حل شدند و از عوامل ماسونيت جهانى محسوب گرديدند. حاصل اين اعزامها، تشكيل كلاس عملى براى استحاله آنان در رويارويى با فرهنگ غرب بود. اساس ديدگاههاى برخى از آنان، به شرح زير بود: «راه غلبه بر مشكلات كشور، ريشهكن كردن فقر و فساد و جبران عقبماندگى و قدرتمند شدن در رويارويى با خارجىها، پذيرفتن فرهنگ غرب است. ما بايد به طور يك دست غربى شويم و لوازم غرب را بپذيريم. بايد دين را، كه آنان به عنوان خرافه، مطالب غير واقعى، ذهنيات دروغين از آن ياد كردهاند، كنار بگذاريم. همان چيزى كه در غرب اتفاق افتاد. در غرب، پس از رنسانس، دين را كنار گذاشتند و پيشرفت كردند. ما نيز براى پيشرفت جامعه، بايد مظاهر دين، فرهنگ دينى و ذهنيات مذهبى مردم را كنار گذاريم تا بتوانيم پيشرفت كنيم.» پس آنان كه به خارج رفته تا مسلح به سلاح علم و تكنولوژى شوند و در بازگشت، كشور را در رويارويى با قدرتهاى خارجى كمك كنند، مسحور فرهنگ و تمدن غرب شدند و راه نجات كشور ايران را در غربى شدن دانستند. برخى از چهرههاى برجسته آنان به شرح زير است:
ميرزا طاهر شيرازى از دانشجويان اعزامى كه جذب فراماسيونر شد.
ميرزا ابوالحسن خان ايلچى كه از اولين دانشجويان اعزامى بود و در حين تحصيل، جذب تشكيلات فراماسيونرى گرديد و به مدت يك سال و نيم سفير ايران در انگلستان شد و در آنجا اقامت گزيد و تا آخر عمر، هر ماه، يكهزار روپيه از سفارت انگلستان مواجب مىگرفت. او همان است كه قرارداد گلستان و تركمنچاى را امضاء كرد. اگر چه