بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤
مؤنث خلق كرده است. اين تفاوت در خلقت را نمىتوان خلاف عدل تلقى كرد، بلكه عين عدل است. زيرا لازمه بقاء نسل است.
خالق حكيم براين اساس، دو نوع مأموريت در زندگى بشر قرار داده است: يك سرى كارهاى شاقّ و طاقتفرسا كه بايد مردان آنها را انجام دهند و يك سرى كارهاى ظريف و تربيتى و انسانساز، كه به دليل عاطفه و مهر و محبت به عهده بانوان گذاشته شده است.
اگر در جامعه برخلاف اين شيوه عمل شود، خلاف عدل انجام شده است.
البته اين موضوع، از مطالبى است كه دشمنان، آنچنان بمباران تبليغاتى مىكنند كه خود ما نيز (گاهى) دچار شك و ترديد مىشويم در حالى كه اين يك قانون جهان هستى و يك امر علمى است و هيچ تبعيضى در آن نيست. اگر زن را در اين جايگاه در نظر گرفتيد، عين عدل است ولى اگر او را از اين فضا خارج كرديد و تقسيم كار را جا به جا نموديد، عين ظلم است. همانگونه كه امروزه دنياى غرب اقرار و اعتراف مىكند كه بنيان نظام زندگى در آن ديار متلاشى شده است.
٣- آيا پيامبر زن نيز داشتهايم؟
پاسخ: خير! در حقيقت، اين مطلب مؤيد پاسخ به پرسش قبلى است. اگر پيامبر زن داشتيم، مرجع زن نيز مىتوانستيم داشته باشيم.
٤- يكى از شرايط مجتهد، شيعه دوازده امامى بودن است. آيا عالِم غير شيعه و واجد شرايط مىتواند مرجع باشد؟
پاسخ: اگر شيعه نباشد، نمىتوان از او تقليد كرد.
٥- حوزه شمول فقه بسيار وسيع و گسترده است و همه جوانب و مسائل فردى و اجتماعى را در بر مىگيرد و اين حوزه شمول با پيشرفت وضعيت مختلف اجتماعى هر روز گستردهتر مىشود. آيا تصور نمىفرماييد روزى فرا رسد كه يك عالم، حتى اگر نابغه باشد، نمىتواند همه علوم فقهى را فراگرفته و اجتهاد نمايد. لطفاً توضيح دهيد.
پاسخ: اجتهاد عبارت است از: ملكه و اقتدار نفس. اين ملكه، براساس يك سلسله تلاش و اجتهاد علمى در يك چارچوب معين در نفس بوجود مىآيد. بطورى كه در تمام ابواب فقه مىتواند اظهار نظر و استنباط حكم كند. البته براى گستردگى فقه همين طور است. ولى فقيه بايد فراغت و فرصت لازم را داشته باشد كه اين هم يك بحث تخصصى