برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٣٩
دادن باينكه تا حال ميان عقل و نفس خود قضاوت نكردهام.
١٤١/ ١٢٣/ در ازدواج (مؤلف) و سبب شدن آن از مهاجرت از حله، و ازدواج با دختر ناصر وزير و سبب شدن آن اقامت در بغداد را.
١٤٢/ ١٢٤/ در تقاضاى مستنصر خليفه از (مؤلف) كه متصدى امر فتوى شود و جواب او.
١٤٣/ ١٢٥/ در تقاضاى خليفه كه متصدى امر نقابت گردد و جواب او.
١٤٤/ ١٢٦/ در تقاضاى وزير از او كه نديم ايشان گردد و جواب او.
١٤٤/ ١٢٧/ در تقاضاى وزير از او كه برسالت نزد سلطان تاتار رود و جواب او.
١٤٥/ ١٢٨/ در تقاضاى خليفه از او كه قبول وزارت نمايد و جواب او.
١٤٧/ ١٢٩/ در اينكه تقرب بسلاطين و ورود در كارهاى دولتى شرافتآور نيست، بلكه موجب غضب خدا و رسول است.
١٤٨/ ١٣٠/ در اينكه مرض جنون و برص و جذام از خدمت سلاطين و مقام و منصب بهتر است.
١٤٩/ ١٣١/ در ترك معاشرت مردم و مجاورت نجف اشرف و كربلا و نوشتن اين رساله را در آنجا.
١٥٠/ ١٣٢/ در اينكه اصل و اساس همه كارها بياد خدا بودن است.
١٥١/ ١٣٣/ در اينكه اعضاء و جوارح امانتهاى الهى هستند كه بايد در رضاى او صرف شود و الا موجب خسران است.
١٥٢/ ١٣٤/ در اينكه در مسافرت بايد خدا را درنظر گرفت تا سفر الى اللّه بوده باشد و درك آن برعهده حضرتش باشد.
١٥٣/ ١٣٥/ در اينكه بايد در وقت خوابيدن بياد خدا بود و قبل از خواب توبه كرد.
١٥٤/ ١٣٦/ در اينكه آنچه انسان دارد از خدا است و لكن او را شرافت داده كه حضرتش را امين خود قرار دهد.
١٥٤/ ١٣٧/ در اينكه اهل بيت : طلا و نقره باقى نگذاشتند و فقط بقدر