برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٩٨ - فصل نود و پنجم
عادت مردم بر همين جارى بوده است، چنانچه نسبت به پسران حضرت آدم ٧ قبلا ذكر شد كه قابيل مبطل بر هابيل محق غلبه يافت، و امت شيث ٧ و آنان كه بعد از او بودند هميشه در تقيه و مغلوب ستمكاران بودهاند، و امت نوح نبى ٧ متفقا بر عليه وى قيام نموده و با حضرتش عناد ورزيدند؛ تا اينكه خداوند عز و جل بغرق عمومى و بلاى هولناك هلاكشان نمود، و هم چنين صالح ٧ و امت او، و هود ٧ و امت او، و لوط و امت او، و ابراهيم ٧ با نمرود، و موسى ٧ با فرعون، و عيسى ٧ و امت او تا اينكه خداوند او را بآسمان برد، كه مردم نسبت بهيچ يك از انبياء : انقياد و متابعت ننمودند مگر بقهر و غلبه و انواع بلاها، و با داود ٧ امر استقامت نيافت مگر بامورى كه عقل از آن حيران است، و با سليمان كار است نيامد مگر بكمك جن و شياطين و طاعت پرندگان و غير پرندگان از حيوانات و تسخير هواى، و با ذو القرنين امر استقامت نيافت مگر بقتل ذريع و سفك دماء.
پس كدام امت بسلامت و عافيت استقامت يافتند؟ تا اين امت باطاعت از خدا و رسول و ائمه : استقامت يابند؟ و حال اينكه اين امت آخر امم، و نبى آنان آخر انبياء است، و همان عادت و سنت كه در امتهاى گذشته بوده است در اين امت نيز سارى و جارى است.
فصل نود و پنجم
و اى فرزندم، بدان كه: در اوقاتى كه من در كاظمين ٨ اقامت داشتم روزى يكنفر از فقهاء مستنصريّه كه قبلا هم با من آمد و رفت داشت بملاقاتم آمد و چون او را براى مذاكره و بحث در مذهب مهيا ديدم، باو گفتم: چه گوئى اگر اسبى از تو گم شود و در پيدا كردن آن بمن متوصل شوى؟ يا اينكه از من اسبى گم شود و بتو متوصل گردم آيا كار خوب بلكه لازمى نيست، گفت: آرى چنين است، گفتم: هدايت و طريق حق گمشده ما است، كه يا از من گم شده و يا از تو گم گشته است، و مصلحت آنست كه انصاف دهيم و نظر نمائيم كه از كدام يك از ما گم شده است، آن را پيدا نموده و باو برگردانيم، گفت: مطلبى است صحيح و درست.