برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٩٢ - فصل هشتاد و نهم
پس اگر پدرت امير المؤمنين ٧ قيام نموده بود، و با ابو بكر بجنگ و جدال پرداخته بود، هر آينه سبب ميشد كه اهل مدينه بر خلاف آن حضرت قيام نمايند و با حضرتش بجنگند، و آنان كه مرتد شده بودند ايشان را مدد نمايند.
و اهل مكه اگر چه گفته شد كه مرتد نشدند، لكن اسلام ايشان از روى رضا و رغبت نبوده بلكه از راه قهر و غلبه بوده است؛ زيرا كه چون پيغمبر اكرم ٦ با عساكر ظفر انتساب بمكه هجوم آورد، و بغتة با قهر و غلبه بر آنان تسلط يافت از مقابله و مقاومت عاجز مانده و راه خلاصى براى آنان نبود؛ ناچار براى حفظ جان و مال خود اسلام آوردند، بنا بر اين هر گاه مددكار و مساعدى مىافتند كه از اين مقهوريت و مغلوب بودن رهائى يابند، ارتداد آنان نيز مستبعد نبود، بلكه براى خلاصى از مغلوب و مقهور بودن بسايرين پيوسته و با آنان همدست ميشدند، و بنا بر آنچه (مروزى) و غير او ذكر كردهاند غير از طائف كسى باقى نميماند، و براى طائف تنها با ارتداد ساير طوايف عرب چه مقدار ارزشى بود؟
پس اگر پدرت امير المؤمنين ٧ اين سركشى و عدوان را بترك محاربه و جنگ با ابو بكر تسكين نداده بود، و با اهل مدينه كه بر عليه مرتدين قيام نمودند مساعدت نميكرد، و اطفاء اين نائره را نميفرمود، هر آينه بكلى اسلام از بين رفته بود، و بسبب اين اختلافات نامى از اسلام باقى نميماند.
و سبب تمام اين گرفتاريها و بلاها و مسارعت نمودن ابو بكر و عمر و اهل سقيفه بود براى طلب دنياى پست، و بدست آوردن رياست چند روزه دنيا بحيله و تغلب، و ترك نمودن جدت محمد ٦ را بر بستر مرگ، و اعتنا ننمودن باهل بيت آن حضرت :.
گوئيا در نظر اهل سقيفه مثل آن حضرت مثل زن بد اخلاق عقيمى است كه در اثر سوء اخلاق و بد رفتارى، شوهر از او منضجر شده و اميد فرزندى هم از او ندارد، لهذا از حياتش