برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٩١ - فصل هشتاد و نهم
بآن فضايح اقدام نمودند، همان سبب ارتداد مسلمانان گرديد و نزديك شد كه اساس نبوت متزلزل گردد، و اسلام بكلى از ميان برداشته شود؛ زيرا كه چون اعراب شنيدند كه اهل سقيفه بمقام محترم نبوت استخفاف نموده، و بامور دنيا پرداخته و در مقام بدست آوردن رياست برآمدهاند، بعيد ندانستند كه چون وصيت بامامت وصى و جانشين آن حضرت را زير پا گذاشتهاند از اصل اعتقاد بنوت نيز برگشتهاند، و كار بغلبه و زور مبدل شده است؛ بدين سبب قبايل عرب مرتد شده. و هر قبيله و قومى راهى را پيش گرفته و طريقه را اختيار نمودند، چنانچه اهل تاريخ ذكر كردهاند.
كه از آن جمله است (عباس بن عبد الرحيم مروزى) كه چنين گويد: اسلام بعد از وفات پيغمبر ٦ در قبايل عرب باقى نماند مگر در اهل مدينه، و اهل مكه، و اهل طايف، و باقى مردم مرتد شدند. پس از آن (مروزى) ارتداد مردم را بعد از پيغمبر ٦ شرح داده و چنين گويد: بنو تميم و غير ايشان مرتد شده و بر مالك بن نويره يربوعى اجتماع نمودند، و تمام طائفه ربيعه مرتد شدند، و داراى سه لشكر بودند، لشكرى در يمامه با مسيلمه كذاب، و لشكرى با مغرور شيبانى كه از جمله ايشان بنو شيبان و تمام قبيله بكر بن وائل بودند، و لشكرى با حطم عبدى بودند.
و نيز (مروزى) گويد: اهل يمن مرتد شدند، و اشعث بن قيس در كنده مرتد شد، و اهل مأرب با (اسود) مرتد شدند، و بنو عامر غير از علقمة بن علافه تماما مرتد شدند.
(سبب قيام نكردن امير المؤمنين ٧) و اى فرزندم محمد، همين ارتداد مسلمانان از جمله موانع پدرت امير المؤمنين ٧ بود از قيام نمودن بر عليه ابو بكر و عمر و كسانى كه ميل و رغبت بدنياى آنان داشتند، باميد اينكه چون بمقام ولايت و رياست رسند از حطام دنيوى آنان بهرهمند گردند، و چنين اميدى از پدرت على ٧ نداشتند؛ زيرا كه ميدانستند كه آن حضرت بغير حق كه غالبا نفوس بشر بر آن صبر ننمايد عمل نخواهد كرد.