برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٨ - فصل هشتاد و هشتم
و از تمام شدن آن جلوگيرى نمايند، و نظم مجلس را بر هم زده و مشوش نمايند.
فصل هشتاد و هشتم
و اما مصيبتهائى كه از ابو بكر بر اسلام در حال حيات و بعد از وفات رسول خدا ٦ واقع شده، آنست كه جدت محمد ٦ مخالفين پدرت على ٧ و هم دستان ايشان را، و كسانى كه بحضرتش حسد ورزيده، يا با حضرتش عناد و دشمنى داشتند همه را جمع نموده و در جيش اسامة بن زيد و زير لواى او قرار داد، و بخروج از مدينه تحريص و ترغيب نمود، و بر خلاف عادت در اين امر بسيار تاكيد فرمود؛ براى اينكه مدينه از معارضين و معاندين خالى بماند، و راه براى پدرت على ٧ صاف گردد، يا اينكه حجت تمام شده و آنچه در باطن داشتند ظاهر شود، و با همه آن تاكيدات ابو بكر از جيش اسامه بازگشت نمود، و آنچه را كه جدت محمد ٦ وسيله رسيدن پدرت على ٧ بامامت قرار داده بود- كه در آن سلامت اسلام و مسلمين و سعادت آنان تا يوم الدين بود- برهم زد، و براى خود عذرى تراشيده، و بآن حضرت چنين گفت: چگونه من در نزد اسامه بمانم، و از واردين و مسافرين از حالات شما استفسار نمايم؟
و عمر را هم كه در جيش اسامه بود بمدينه آورد، و از اسامه تقاضا كرد كه اذن دهد كه وى نيز بمدينه برگردد، و اسامه اذن نداد، بلكه تصريح كرد كه: عمر از طرف خود و بىاذن من مراجعت كرده است.
باين هم اكتفا نكرده و در سقيفه امر را در دست گرفت، و با مخالفت جماعت انصار با اصرار و تغلب خود را خليفه قرار داد، و با حيله و تزوير رياست را بدست آورد، و بانصار- چنانچه بخارى و مسلم در صحيح خود، و غير ايشان ذكر كردهاند- وعده داد كه امراء از مهاجرين و وزراء از انصار بوده باشند، و چون بمقصود خود رسيد و بر اريكه خلافت تكيه زد بوعده خود وفا نكرده و احدى از انصار را بوزارت اختيار نكرد، و خود را در نظر اهل اعتبار مفتضح و رسوا نمود، و بمردم جهان فهماند كه تمام اينها حيله و تزوير بوده است.