برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٦٦ - فصل شصت و سيم
دنيا بوده، و جد گرامى او محمد ٦ پادشاه دنيا و آخرت است، و جد ديگر او على ٧ است كه از بزرگترين خلفاى اسلام است، و خود داراى صفات و مناقبى است كه دليل بر علو شأن آن حضرت و فضيلت و برترى او بر تمام اهل زمان است، و با اين وصف آن حضرت را واگذاشته و باو التفات و توجهى نكرده و خود را در دامن بنى اميه انداختند، و باتفاق با آنان بيعت نموده، و اركان دين و اسلام و مسلمانان را با اين كار متزلزل و منهدم نمودند.
آيا از چنين مردم و امثال ايشان آنچه از ضلالت و گمراهى و تعصب نسبت بآباء طاهرين تو : واقع شد بعيد است؟
فصل شصت و دويم
و هم چنين بعيد نيست از مردمى كه جدت امام حسن ٧ را در صلح با معاويه ملامت و سرزنش نمودند، با اينكه بامر جدش رسول خدا بوده، و عذر آن حضرت در اين كار از واضحترين عذرها است، و جدش رسول خدا ٦ نيز با كفار مصالحه كرد، و چون برادر بزرگوارش امام حسين ٧ دعوت ايشان را اجابت فرمود، و در مقام نصرت و يارى ايشان برآمد، و با يزيد خون خوار صلح نكرده و بر خلاف او قيام نمود، با حضرتش همراهى نكردند، بلكه بر خلاف آن حضرت قيام نمودند، و گروهى در كشتن آن حضرت شركت نموده، و دسته او را تنها گذاشته و خود را كنار كشيدند، و بسبب اين قتل شنيع و اين مصيبت بزرگ بر يزيد پليد غضب ننموده، و بر وى خروج نكرده، و از خلافت عزلش نكردند، ولى براى عبد اللَّه بن زبير با همه ضلالت و گمراهى او غضب نموده و در مقام نصرت و يارى او برآمدند، و خود را باين سوء اختيار و فجايع اعمال در دنيا رسوا نمودند، آيا از چنين مردم ضلالت و گمراهى از صراط مستقيم بعيد است؟
فصل شصت و سيم
و اى فرزندم محمد كه خداوند بسعادت خاصه خود سعادتمندت نمايد، و بكمال عنايت خود مؤيدت بدارد، بدان كه من روزى با بعضى از اهل خلاف كه اميد انصاف دادن باو داشتم بحث نموده و باو چنين گفتم: در روز سقيفه كه ابو بكر حاضر شد و عمر از يمين و ابو عبيده از يسار او بودند، و خطاب بحاضرين نموده و گفت: من