برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٦ - مقام تقوى و ورع و زهد او
كه در سال ٦٥٦ كه هلاكوخان بغداد را فتح كرد امر نمود كه علماء را جمع نموده و از ايشان استفتاء نمايند كه: آيا سلطان كافر عادل افضل است؟ يا سلطان مسلمان جابر ظالم؟ پس علما را در مستنصريّه جمع كردند و اين مطلب را از ايشان پرسش نمودند، علماء تماما متحير ماندند كه در جواب چه بنويسند، و سيد بزرگوار على بن طاوس نيز حاضر بود، و مقام او محترم و بر سايرين تقدم داشت، چون تحير علما را ديد كاغذ را گرفته و بخط خود نوشت: كافر عادل از مسلمان جابر افضل است، پس علما همه باو تاسى نموده و بخط خود ذيل ورقه را امضا نمودند (و بدين وسيله جمع كثيرى از هلاكت نجات يافتند).
و در ميان سيد و وزير قمى مؤيد الدين محمد بن محمد بن عبد الكريم، وزير ناصر و پسر او ظاهر، و مستنصر خلفاء عباسى صداقت و دوستى مؤكد بوده است، چنانچه در ميان او و وزير ابن علقمى و پسر او صاحب المخزن نيز دوستى مؤكد بوده است.
و از شدت ورع و احتياط سيد قدس سره اينست كه با آن همه تاليف و تصنيف، از نوشتن كتب فقهيه و فتوى دادن خوددارى نموده است، چنانچه خود فرموده است: بدان كه من بتأليف كتاب (غياث سلطان الورى لسكان الثرى) در قضاء نماز اموات از كتب فقهيه اكتفا كردم، و كتاب ديگرى تصنيف نكردم، زيرا كه مصلحت دنيا و آخرت خود را در اجتناب از فتوى در احكام شرعيه ديدم، براى اختلافاتى كه در ميان فقهاء اصحاب در تكاليف نقليه و روايات وارده ديدم، و كلام خداوند جل جلاله را در باره عزيزترين خلق خود محمد ٦ ديدم كه ميفرمايد: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ تا آخر آيه، پس اگر كتابى در فقه تصنيف نمايم كه بعد از من بآن عمل شود منافى با تورع من از فتوى است، و داخل در خطر آيه شريفه فوق خواهم بود، زيرا كه اگر تهديد خداوند جل جلاله نسبت برسول عزيز خود چنين باشد، پس حال من در پيشگاه حضرتش اگر فتوائى بخطا دهم يا تصنيف غلطى نمايم چگونه خواهد بود؟ [ملخص از روضات).