برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٧ - فصل سى و دوم
در راه مكه يافت مىشود، چون در هر سنگى آتش نيست، و محتاج بفندك و پنبه آتشگيرانه است و محتاج است بجائى كه هوى در آن ملايم باشد و جريان زياد نداشته باشد؛ تا مانع از تأثير آتشى كه از سنگ خارج مىشود نباشد، در اين صورت آن بيچاره ناچار است از اينكه با وسائل زياد، از جاهاى مختلف و دور و دراز اين آلات را تحصيل نمايد و بكار برد تا آتش را بشناسد.
و حال اينكه اگر از اول باو ميگفت: آتش اين است كه بچشم خود مىبينى و در همه جا هست، و اين همان است كه در سنگ و درخت نهفته است، آن بىچاره كه آتش را بوجدان شناخته و بچشم ديده بود از ترتيب دادن اين آلات، و تحمل اين مشقتهاى زياد، و تحصيل چنين برهانى بىنياز بود.
فصل سى و دوم
و هر كس از تعريف بامر روشن و آشكار بتعريف بامر خفى و پوشيده عدول نمايد، سزاوار است كه او را گمراهكننده نامند، نه هدايتكننده.
و بيان اين جمله اينست كه هر جايى كه در آن جسم واقع است، قبل از وجود آن جسم، و هر چيزى كه براى آن اول و ابتدائى است بالوجدان حادث است، و وجود اجسام مسلما بعد از مكان است، پس ناچار آنهم حادث است و در آن شك و ريبى نيست.
و اينكه هر عاقلى كه زيادى و نمو اجسام را در انسان و درختان مشاهده نمايد، مثل نطفه كه از آن انسان پديد آيد، و دانه خرما كه از آن درخت خرماى بزرگ بعمل آيد، و هسته كه از آن درختان تنومند بوجود آيد، بديده ظاهر مىبيند، و بالوجدان درك نمايد كه همه اينها بالضروره حادثند.
پس شخص عاقل چگونه در معرفت حادث بودن اين چيزها از چنين راه واضح و آشكار بطريقه حركت و سكون عدول نمايد؟ كه خود دو عرض بيش نيستند كه ديده نميشوند. و حقيقت آنها معلوم نيست، و حادث بودن خود آنها، و دليل بودن آنها بر حدوث اجسام معلوم نگردد مگر بنظر دقيق، و گذشتن از عقباتى كه موفقيت در آن بسيار كم است