برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٥ - فصل بيست و هفتم
و امر امام خود اقدام باين كار نموده ناچار مخالفت امام خود نموده، و در پيشگاه او عاصى و گنهكارى، و باين كلام بر او غالب آيد و او را محكوم نمايد، اى پسر سنان او را اذن ورود بر من مده، زيرا كه كلام و خصومات عقيده را فاسد نموده، و دين را محق و نابود مينمايد.[١] و نيز در آن كتاب از عاصم خياط از ابو عبيده حذاء روايت نموده كه گفت: حضرت باقر ٧ بمن فرمود: بر تو باد بدورى كردن از اصحاب كلام و خصومات، و از مجالست با آنان؛ زيرا كه آنچه را بعلم آن مأمور بوده ترك نموده، و آنچه را بعلم آن مأمور نبودهاند اخذ كرده، و در آن تكلف نمودهاند، تا جايى كه تكلف در علم آسمان نمودهاند، اى ابا عبيده با مردم آميزش كن با خلافشان، و از آنان دورى نما در اعمالشان، اى ابا عبيده ما مرد را فقيه و عالم ندانيم تا اينكه لحن قول را بداند، و ان قول خداوند متعال است كه ميفرمايد وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ[٢]
[١] مؤمن طاق از بزرگان اصحاب ائمه : و اخبار زيادى در مدح او وارد شده است. و اين خبر و امثال آن كه در باره مؤمن طاق و امثال او از بزرگان اصحاب ائمه : رسيده است، محمول بر تقيه است، و براى مصالحى بوده است، در كتب رجال علماى اعلام جواب اين گونه از اخبار كه مشعر بر مذمت است دادهاند، كسانى كه طالبند رجوع نمايند و اللَّه العالم.
[٢] سوره محمد( ٤٧) آيه ٣٢ يعنى و هر آينه ميشناسى آنان را در روش گفتار. بدان كه اين آيه شريفه راجع است بمنافقين و قبل از آن ميفرمايد: أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ يعنى با اينكه پنداشتند آنان كه در دلهاشان مرض است كه هرگز بيرون نخواهد آورد خدا كينههاى ايشان را و اگر بخواهيم هر آينه مينمايانيم بتو ايشان را پس شناختى ايشان را بعلامتشان. و مراد بلحن قول اسلوب و روش و فحواى و مقصد و مغز آن است، و از امير المؤمنين ٧ روايت شده كه چون من گفتم:
ُ المرء مخبو تحت لسانه فاذا تكلم ظهر
، يعنى مرد در زير لسان خود پنهان و هنگامى كه تكلم نمايد ظاهر شود) خداوند اين آيه را نازل فرمود: وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ، و از ابى سعيد خدرى وارد شده كه لحن قول بغض على بن ابى طالب ٧ است، و ما منافقين را در زمان رسول خدا ٦ ببغض على بن ابى طالب ميشناختيم و مثل آن از جابر بن عبد اللَّه نيز روايت شده، و از عبادة بن صامت روايت شده: كه ما اولاد خود را بدوستى على بن ابى طالب امتحان مينموديم، و هر گاه يكى از آنان را ميديدم كه على را دوست ندارد ميدانستيم كه از زنا پيدا شده است( اخبار ملخصا از تفسير صافى نقل شد).