برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٠ - (حديث شريف خصال) از مترجم
را مرقوم داشتند كه بر آنان قرائت شود، و آن را بر تمام اصحاب عرضه داشت كه بمكه برده و بر مشركين قرائت نمايند، و احدى اقدام نكرده و زير بار نرفت.
چون آن حضرت اين بديد مردى از ايشان را بخصوص طلبيده و امر فرمود كه اين كار را انجام دهد، در اين حال جبرئيل نازل شده و عرضه داشت: نميرساند آن را مگر تو يا كسى كه از تو بوده باشد، پس آن حضرت مرا امر فرمود كه نامه حضرتش و سوره برائة را بمكه برده و بر اهل آن قرائت نمايم، پس من بسوى مكه روانه شدم در حالتى كه هر يك از اهل مكه اگر قدرت داشتند، هر قطعه از بدن مرا بالاى كوهى ميگذاشتند اگر چه بقيمت جان و مال و زن و فرزندشان تمام شود، و من بىترس و هراس رسالت آن حضرت را انجام داده و نامه و سوره برائة را بر آنان قرائت كردم، پس روى باصحاب خود نموده و فرمود: آيا چنين نيست؟ عرضه داشتند: بلى يا امير المؤمنين چنين است كه فرموديد.
پس از آن فرمود: اى برادر يهودى، اين مواردى بود كه پروردگار در حال حيات رسول خدا ٦ مرا بآنها امتحان فرمود، و مرا مطيع و فرمانبردار يافت كه براى احدى غير از من نبوده است، پس اصحاب عرضه داشتند: يا امير المؤمنين راست فرمودى همانا خداوند ترا بقرابت و برادرى رسول خدا ٦ فضيلت داده است، و مقام ترا نسبت بآن حضرت مقام هارون از موسى قرار داده است، و آنچه را كه بيان نمودى بيش از آن را براى تو ذخيره كرده است كه براى احدى از مسلمانان نيست.
يا امير المؤمنين اينك آنچه را كه خداوند بعد از رسول خود ترا بان امتحان نموده و بر آن صبر كردى بيان فرما، و اگر بخواهيم خود توانيم بيان نمود؛ زيرا كه براى ما ظاهر و روشن است، لكن دوست داريم كه از زبان درربار خود شما بشنويم.
پس آن حضرت فرمود: اى برادر يهودى، همانا خداوند عز و جل بعد از وفات رسول خود مرا در هفت موطن امتحان نمود، و بدون تزكيه نفس مرا صبور و بردبار يافت.
اما اول آنها اى برادر يهودى، در اثر شدت علاقه و انسى كه من با رسول خدا