برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧ - فصل بيست و دويم
مشغول شوند، و آنچه را كه تا حال نميدانستهاند تحصيل نمايند، اعمالشان باطل باشد، و عباداتى كه در طول اين مدت بجا آوردهاند فاسد بوده باشد، و احدى از ايشان حكم ببطلان و نقض اين اعمال و تكاليف ننموده است.
پس اگر معرفت آنان بخداوند صحيح نبود مگر بنظر كردن در اين قواعد و تحصيل نمودن اين قوانين هر آينه بر آنان لازم بود كه بمقتضاى جهل و عدم معرفت بخداوند، و تفريط در معرفت او جل و علا آنچه را از تكاليف و اعمالى كه تا حال بجا آوردهاند تدارك نموده و قضا نمايند.
فصل بيست و يكم
و اى فرزندم، از جمله چيزهائى كه دلالت دارد بر اينكه اصل معرفت خداوند از وجود و كرم او جل جلاله است، و تو بايد در زياد نمودن و تكميل معرفت بكوشى و در تقويت آن سعى نمائى، اينست كه بيشتر اهل معرفت و خداشناسان را مشاهده مينمائى كه وقت و هنگام حصول معرفت خود را ندانند، كه در روز بوده است يا شب، بلكه ماه و سال آن را نيز ندانند چه رسد بوقت و ساعت آن، و اگر معرفت بكسب و نظر بود هر آينه وقت آن را ميدانستند يا بحدود تقريبى آن آگاه بودند، زيرا كه بشهادت وجدان و عقل هر كس در مقام شناختن پادشاه بزرگى كه قبلا او را نشناخته برآيد، و از راه كسب و نظر و پرسش در مقام معرفت او برآيد، و از اين راه او را بشناسد، هر آينه زمان معرفت و شناختن آن پادشاه را خواهد دانست، و اگر زمان معرفت را نداند زمان قريب بآن را خواهد دانست و جز اين نيست كه خداوند متعال بندهگان ضعيف خود را بسوى معرفت و شناسائى خود بطورى سير ميدهد كه فهم و ادراك از آن قاصر است، از اين جهت نه زمان حصول معرفت را ميدانند، و نه بزمان قريب بآن آگهى دارند.
فصل بيست و دويم
و اى فرزندم محمد كه خداوند بتأييدات جليله و كمالات فاضله مؤيدت بدارد. بدان كه: مقصود از اين بيانات اين نيست كه نظر در جواهر و اجسام و اعراض جايز نباشد. يا اينكه بعضى از طرق معرفت نيست. بلكه مقصود اينست كه از