برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٧ - فصل صد و پنجاه و دوم -(نامه امير المؤمنين
در مقام جنگ با ما برآمدند، و سواره و پياده بما حملهور شدند، و خداوند آنان را مغلوب كرد و مانند ساير ستمكاران هلاكشان نمود.
و چون كار آنان تمام شد شما را امر نموديم كه فورا بطرف دشمن خود (معاويه) روانه شويد و آنان را مهلت ندهيد، در جوابم متعذر شديد كه: شمشيرهاى ما كند شده، و سر نيزههاى ما بىپيكان مانده و بيشتر از آنها از كار افتاده است، بما اجازت ده كه بمحل خود برگرديم و با بهترين نيرو مهياى نبرد گرديم؛ تا اينكه چون با دشمن روبرو شويم بيش از آنكه از ما كشتند بقتل رسانيم.
و چون در نخيله فرود آمديد شما را امر كردم كه در لشكرگاه خود بمانيد و آن را ترك نكنيد، و خود را براى جهاد با دشمن مهيا نمائيد و بآن تصميم جدى بگيريد، و زياد بملاقات زنان و فرزندان خود نرويد؛ كه اهل جهاد كسانى هستند كه بر آن صبر نمايند و براى آن كمر بسته و مهيا باشند، و غم بيدارى شب و تشنگى روز را ندارند، و از فقدان زن و فرزند اندوهگين نيستند، با همه اينها، گروهى از شما اقامت نموده و مهيا ماندند، و گروهى عصيان ورزيده و داخل شهر كوفه شدند، پس نه آنان كه داخل شهر شدند بسوى من برگشتند و نه آنان كه در نخيله ماندند صبر نموده و ثبات ورزيدند، و بتحقيق كه نماند در لشكرگاه من از شما پنجاه نفر، و من چون اين حال بديدم ناچار وارد