برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٨١ - فصل صد چهل و دويم -(در زكاة)
كسى است كه هلاكت ابدى را سبك شمرده و بان اعتنا ندارد.
پس در نماز وارد شو ورود كسى كه كمال اشتياق را بآن دارد، و ورود كسى كه رغبت و عشق بان دارد، و از شدت عشق و علاقه بسوى آن مبادرت مينمايد، و در حال نماز خطاب تو با خداوند حى موجود بوده باشد در حالتى كه خود را ذليلترين ذليلها در حضور حضرتش بدانى، و مدح و ثناى حضرتش كن بليغتر و بهتر از مدح تو پادشاهى از پادشاهاهى دنيا را در وقتى كه در حضور او ايستاده باشى و مدح و ثناى او نمائى.
و در حال ركوع و سجود متذكر باش كه در مقابل او جل جلاله هستى، و در حضور حضرتش بركوع و سجود ميروى، و اينكه اين تذلل و خضوع و خشوع تو خدمت و طاعت او، و موجب قرب باو جل و علا است، و متوجه باش كه بر تو منت دارد كه ترا بخدمت و طاعت خود خوانده است، چنان كه قبلا بيان شد، و از حضرتش براى حال و آينده جزاء و مزدى مطلب، چنان كه در گذشته بان اشاره نمودم، بلكه باين قصد بجاى آور؛ كه او جل جلاله اهل و مستحق عبادت و طاعت و پرستش است.
و چون از نماز فارغ شوى در حال ترس و هراس باش از اينكه تقصيرى در آن نموده باشى كه سبب شود كه آن را بر تو رد نمايد، و قبول درگاهش واقع نشود؛ زيرا كه تو خود ميدانى كه در قضاء حوائج بعضى از مردم با نشاط و اقبال قيام نموده و معامله مينمائى بيش از آنكه با مالك دنيا و آخرت و احسانكننده حقيقى معامله مينمائى.
فصل صد چهل و دويم- (در زكاة)
و اما مسأله زكاة، اى فرزندم محمد كه خداوند از ذنوب و عيوب تزكيه و طاهرت نمايد، و باداء واجب و مستحب جميلت بدارد، همانا تو خود ميدانى كه تو و پدرت و تمام كسانى كه در اين دنيا قدم نهادهاند همه فقير و محتاجاند، و حكم فقر ذاتى بمقتضاى حقايق و ماهياتشان بر آنان جارى شده است، و جز اين نيست كه