برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦ - فصل پنجم
ما را باقرار و اعتراف بقدر و منزلت آن امر نموده، و در قرآن شريف بحديث كردن و اظهار آن ترغيب و تحريص فرموده است (وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ).
فصل دويم
همانا كتب اخبار، و گفتار اخيار مشتمل است بر اينكه اظهار نمودن نعمت طهارت اصول و پاكيزه بودن انساب از پستى و رذالت از مقاصد و امور مهمه است، و بدليل عقل و نقل نشانه و علامت اقبال و بزرگواريست،
فصل سيم
و همانا اين افتخار بنسب و بزرگى آباء و امهات نه از باب تزكيه نفس و خودپسندى است كه در قرآن شريف از آن منع شده است؛ زيرا كه ما اقرار و اعتراف داريم كه اين نعمت بزرگ بر ما از طرف خداوند كريم است، و اگر در نظر عقل و نقل ما از ذكر امثال اين مقالات و اظهار اين گونه از نعمتها ممنوع باشيم هر آينه بر مسلمانان مدح كردن پدر خود حضرت آدم ٧ حرام خواهد بود، و مدح و تعظيم كردار و گفتار حضرت رسول اكرم محمد مصطفى ٦ بر اولاد و ذريه او حرام خواهد بود، و حال اينكه آن حضرت ٦ جد بزرگوار ايشان است، و مدح آن حضرت همانا مدح اصل و ريشه ايشان، و بپاكى ياد كردن نسب جليل آنان است
فصل چهارم
همانا هر صاحب حسب و نسبى آرزومند است كه حسب و نسب او از حسب و نسب ما بوده باشد، و لكن ما هرگز حسب و نسبى بهتر از حسب و نسب پاكيزه خود سراغ نداريم كه آرزو كنيم يا راضى شويم كه از ايشان بوده و فرعى از فروع آنان باشيم،
فصل پنجم
و خداوند متعال از اجداد طاهرين ما محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و زين العابدين : گرفته تا ساير پدران ابرار ما ما را بآباء و اجداد و مادرانى شرافت داده است كه همه اهل علم و ديانت و امانت و مورد اعتماد كامل مردم بودهاند، و همه ثناخوان ايشان بوده و بجلالت و بزرگوارى آنان اقرار و اعتراف داشته و دارند، كه شمه از آن را در كتاب «الاصطفاء» ذكر نمودهام،