برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٦ - فصل صد و سى و هشتم
كه قوت و غذاى خود را ايثار نموده و گرسنه بسر ميبردند، و با كمال زهد و قناعت زندگانى ميكردند.
و گمان كردهاند كه زهد در دنيا نخواهد بود مگر بفقر و تنگدستى، و با تمكن و ثروت زهد تحقق ندارد و ممكن نيست.
و لكن چنين نيست كه آنان تصور كردهاند، بلكه اين عقيده ناشى از ضعف، و بىخبر بودن از حقايق است كه براى آنان كشف نشده است؛ زيرا كه انبياء : غنى- ترين اهل دنيا بودهاند؛ براى اينكه هر چه را از خدا بخواهند بايشان عطا فرمايد، و بسبب مقام نبوت غنىترين فرد از افراد ملت خود بودهاند؛ زيرا كه بسبب رسالت و نبوت ايشان لطف خداوند شامل حال ساير مردم شده است، و گر نه براى اهل زمان ايشان مال و حالى نبود، و همانا ايشان آنچه را كه در نزدشان موجود بود ايثار مينمودند، و ديگران را بر خود مقدم ميداشتند.
و در طلب مفقود و آنچه را كه نداشتند بر خداوند سبقت نميگرفتند، و بآنچه خداوند بايشان عنايت فرموده بود راضى و خشنود بودند.
از جمله عطاهاى جدت محمد ٦ فدك و عوالى است كه بمادرت فاطمه صلوات اللَّه عليها بخشيده كه عوائد و منافع آن بروايت (شيخ عبد اللَّه بن حماد انصارى) بيست و چهار هزار دينار در سال بوده است، و بروايت غير او هفتاد هزار دينار بوده است، در حالتى كه آن حضرت و شوهر بزرگوار و پدر عاليقدرش كه بخشنده اعظم است، از بزرگترين زهاد و ابرار بودهاند، و مقدار كمى از اين عوائد كفايت ايشان را مينمود، و لكن صاحبان معرفت هيچ گاه با خداوند جل جلاله در مالك بودن كم و زياد منازعه ندارند، بلكه مثل ايشان مثل وكيل و امين و بندگان ضعيف است، پس تصرفاتشان در دنيا و آنچه بايشان عطا شده است مانند تصرف خداوند است نسبت بخود ايشان، كه بخواستههاى خداوند راضى و در مقابل اراده حضرت حق تسليم محضند، و ايشان در حقيقت زاهد در دنيا و خارج