برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٢ - فصل صد و سى و چهارم
و مبادا خيال كنى، يا حرفهاى جاهلان و غافلان را باور نمائى: كه اين كار مقدور نيست، و حضرت قادر متعال از آن بىنياز است؛ زيرا كه اين حرفها را بما هم گفتهاند، و بخدا قسم كه بخطا رفته و راه غلط را پيمودهاند، و ما بحكم عقل و وجدان فهميده و دانسته و ديدهايم كه نفوس بالطبع در مقابل ملوك و بزرگان اين دار فانى، و در مقابل دوستان و رفقا، بلكه در مقابل غلامان و همسايگان و كسانى كه هيچ گونه اميد نفع و احسان، و دفع ضرر و نقصى از ايشان نيست، در خور مقام هر يك از ايشان ادب و احترام مينمايند، و در حضور ايشان خود را حفظ نموده و از كارهاى زشت خوددارى مينمايند، پس چگونه روا است كه ادب و احترام و تعظيم خداوندى كه علم و قدرت او بر ما احاطه دارد، و احسان و فضل او هميشه شامل حال ما است، از ادب و احترام نسبت به بندگان ضعيفى كه از اعراض و بىاعتنائى آنان باكى نداريم، كمتر بوده باشد؟
فصل صد و سى و چهارم
و اى فرزندم هر گاه بمسافرتى محتاج شوى بدان كه خداوند جل جلاله حافظ و نگهبان تو و آنچه بتو احسان نموده است ميباشد، و در آنچه از آن غايب شوى از نعمتهائى كه در وطنت بتو عنايت فرموده است خلف و جانشين تو خواهد بود، پس از روى هواى نفس و غفلت و طمعهاى دنيوى مسافرت مكن، كه در چنين صورت خود را بخطر و هلاكت انداخته، و جلال و عظمت الهى را خوار و سبك شمرده، و اوقات مسافرت خود را در غير آنچه براى دار قرار تو نافع است ضايع نموده، بلكه قصد تو در مسافرت خود اين باشد كه با توكل بخداوند از جانب او جل جلاله و بسوى او سفر مينمائى، و امور سفر و حضر خود را باو تفويض نموده و اقبال بجلال حضرتش دارى؛ زيرا كه تو در هرجا كه باشى در پيشگاه حضرت او جل جلاله خواهى بود، در اين صورت سفر تو خدمت و طاعت خداوند و سفر الى اللَّه است، و تو در حمايت و حفظ و كفايت و قرب بحضرتش خواهى بود، و آنچه در اين سفر اتفاق افتد بلسان حال غرامت و ضرر آن بر عهده او جل جلاله خواهد بود؛ زيرا كه بحكم عقل كسى كه بسوى سلطان عادلى براى كارهاى خود او سفر نمايد، و در سفر