برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٩ - فصل صد و سى و يكم
او است و تظاهر بناموس دين مينمايد با آنان شركت نميكرد، و راه آنان را كه اهانت بمراسم و آئين جد او و پدران طاهرين او است نه مىپيمود، و بكارهائى كه بر خلاف مرام ايشان است خورسند و فرحناك نبود، و اين سوء سريرتها و صفات ناپسنديده را بايشان نسبت نميداد.
در اين حال آيا مصيبت و ندامت من در حال سكرات مرگ چگونه و تا چه اندازه بوده؟ و موقف قيامت و حساب و كتاب و ذلت من در روز حساب چگونه خواهد بود؟ و با چه چشمى بجدت محمد ٦ و سلف ابرار خود نظر نمايم؟ و بكدام روى آن بزرگواران را ملاقات كنم؟ و حال اينكه بزرگترين لكه ننگ و عار براى ايشان بودهام.
و بر فرض اينكه بمن تفضل فرمايند، و در روز حساب شفاعتم كنند و از عذاب و عقاب نجاتم دهند همانا من سبب شدم كه آبروى شريف ايشان را در نزد كسانى كه بدست آويز اين مقام و منصب بآنان ظلم نمودهام بفروشم، باينكه از آنان بخواهند كه از من بگذرند، و حال اينكه جزاى جدت محمد ٦ از من در مقابل هدايت و نبوت و شفاعت و احسانهاى آن حضرت اين نيست كه از شأن و مقام حضرتش بكاهم، و در هدم بنيان آن حضرت بكوشم، و با اينكه فرزند او هستم بسبب رد نمودن قرآن شريف او، و ننگين نمودن نام مقدس و بزرگوارى او حضرتش را خجل نمايم.
آرى اى فرزندم محمد آن امراض و بيماريها در نزد من بمراتب سهلتر و آسانتر از اين گونه امور است، چگونه چنين نباشد؟ و حال اينكه بيماريهاى برص و جذام و جنون بمرگ تمام خواهد شد پس امر آنها سهل است، بلكه اجر و ثواب آنها موجب روشنى چشم در قيامت، و سبب رفاقت و صحبت ملوك و سلاطين آخرت، و موجب رسيدن بمقامات عاليه باقيه، و ملبس شدن بخلعت رضاى حضرت جبار است، و سبب طيب لقاء سلف صالح و عترت طاهره خواهد بود، در روزى كه اولين و آخرين در آن جمع گردند و محشور شوند، وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ و در اين رغبت كنند رغبتكنندهگان.
فصل صد و سى و يكم
و اى فرزندم محمد، كه خداوند خود متولى تدبير امور