برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٣٨ - فصل صد و بيست و يكم
قيام و قعود و ساير امور از آنان پيروى خواهى نمود، و باقامه ناموس و ترويج مراد و مرام آنان مشغول خواهى شد، و از اشتغال باقامه ناموس الهى و تعظيم و احترام خداوند عز و جل باز خواهى ماند.
روزى يكنفر از محترمين علماء مشكورين بمن گفت: بچه سبب با ما ترك مراوده و مجالست نموده؟ و حال اينكه ببركت مجالست خود ما را بخدا دعوت نموده و موجب تقرب ما بپروردگار عالميان خواهى بود، در جوابش گفتم: اگر من نفس خود را قوى و نيرومند ميدانستم بطورى كه در حال مجالست با شما در حقيقت بمجالست با خداوند مشغول باشم، و شما هم در اثر اقبال و توجه بمن بخداوند جل جلاله متوجه باشيد، هر آينه با شما مجالست و معاشرت مينمودم، و لكن ترس من از آنست كه در حال مجالست با شما قلبم بكلى بشما متوجه گردد و از خداوند جل جلاله بكلى غافل شوم، و اين حال در نظر من بمنزله كفر بخدا است كه او را از ربوبيت و ولايت عزل نموده و بدوستى و ولايت شما بپردازم، و قلب خود را كه محل نظر و معرفت او است بشما كه مملوكى بيش نيستيد واگذار نمايم، و اگر در مجالست با شما قلبم گاهى با شما و گاهى با او جل و علا بوده باشد آن را شرك و هلاكت دانم؛ زيرا كه شما و او را در قلب خود در يك مقام و موقع قرار دادهام.
فصل صد و بيست و يكم
و اى فرزندم محمد، كه خداوند جل جلاله ترا بر مراد و مطلوب خودش تمكين دهد، و مبادرت بانقياد و اطاعت خود را بتو الهام فرمايد، بدان كه: من تصميم گرفتم كه از هر چه مرا از پروردگار عالميان باز ميدارد دورى نمايم، و از تمامى مردم كنارهگيرى كنم؛ بدين جهت در مشهد مقدس جدت امير المؤمنين ٧ حاضر شده و با خداوند مشورت نموده و از روى يقين استخاره كردم، استخاره چنين اقتضا كرد كه بكلى ترك مراوده ننمايم، و در منزل خود در اوقاتى كه اميد سلامتى دارم كه از ياد خدا باز نمانم با آنان مراوده و معاشرت نمايم، و هر گاه نفس خود را ديده كه مختصر توجهى بآنان نموده، و قلبم بايشان متوجه است فورا ترك مراوده نموده و با خداى خود