برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٢١ - فصل صد و نهم
عالميان؛ چنانچه خداوند از زبان اين دشمن لعين فرموده است:
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (سوره ص (٣٨) آيه ٨٣- پس بعزت تو كه هر آينه همه آنان را اغوا خواهم نمود مگر بندگان خالص ترا از ايشان).
و از آنها است ايمان، و توكل بر خداوند جل جلاله، چنانچه مولاى تو فرموده است: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (سوره نحل (١٦) آيه ١٠١- بدرستى كه نيست براى او تسلطى بر آنان كه ايمان آوردند و بر پروردگارشان توكل نمايند) كه اگر بسبب غفلت از مولاى خود، و معصيت او جل جلاله، و متابعت نمودن از اين دشمن ملعون، بدست خود در اين دو قلعه محكم براى او ثلمه و راهى باز ننمائى هرگز او و اعوانش قدرت بر هدم و خراب كردن اين باروى محكم نخواهند داشت، و هرگز ثلمه و راهى بآن نخواهند يافت، پس البته اين باروى محكم را باخلاص و توكل حفظ نما، و مگذار كه دشمن بآن راهى پيدا نمايد.
و اين را هم بدان كه اين دشمن از پستترين و ضعيفترين دشمنان است؛ زيرا كه قدرت بر ان ندارد كه باتباع و پيروان خود پس از مرگ نفع و فائده برساند، يا اينكه بآنان كه مخالفتش نمودهاند ضرر رساند، و مثل او مثل سگ گله است هنگامى كه با تو مواجه و روبرو گردد، پس از مولاى خود مسألت نما كه ترا از شر او كفايت نمايد، و با كمال قدرت و شجاعت، بمحاربه و مبارزه با او بپرداز، و گر نه بمقصود خود نايل گردد، و ترا از خدمت و طاعت مولايت باز دارد، و از سعادت ابدى محرومت نمايد.
و از جمله دشمنان تو طبع و نفس تو و متفرعات آنست از هوى و شواغل دنيا، و طبع تو از خاك است، و هر شاغلى در اين دار فانى رجوع آن بخاك است، پس چگونه صاحب عقل كامل از عظمت و نعمتهاى كامله مولاى خود صرف نظر نموده و بخاك پست، و چيزهاى زايل فانى بىارزش مشغول گردد؟