برنامه سعادت (ترجمه کشف المحجة لثمرة المهجة) - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٠ - فصل نود و پنجم
من براى شما بيكى از اين دو مرد يعنى عمرو ابو عبيده راضى شدم، عمر گفت: من بر تو تقدم نجويم، و با وى بيعت كرد، پس از او چند نفر از انصار نيز بيعت كردند، و همانا على ٧ و بنى هاشم تا شش ماه از بيعت با وى امتناع نمودند.
و بخارى و مسلم چنانچه حميدى در جمع بين الصحيحين ذكر نموده، گويند، براى على ٧ در ميان مردم در حال حيات فاطمه ٣ عزت و آبروئى بود، و چون فاطمه بعد از شش ماه از وفات پيغمبر ٦ از دنيا رفت مردم از على ٧ اعراض نمودند، و چون على اعراض مردم را از خود ديد براى مصالحه با ابو بكر از خانه خارج شد، گفت: اين هم صحيح و درست است.
گفتم: چه گوئى؟ در بيعتى كه اهل بيت رسول ٦ از آن تخلف نمودند، همان اهل بيتى كه در باره ايشان فرمود: آنان و قرآن خلف بعد از منند، و فرمود: همانا خدا را در اهل بيت خود بياد شما مىآورم، و فرمود: آيه تطهير در شأن ايشان نازل شده است.
و تأخير ايشان از بيعت هم در مدت كمى نبوده كه گفته شود: براى پاره از كارها امر بيعت را بتأخير انداختهاند نه براى عدم رضايت، بلكه در مدت شش ماه بوده كه مسلما براى عدم رضايت بخلافت ابو بكر، و طعن در آن بوده است، و اگر تأخير انسان در امرى از روى غضب يا شبهه باشد هر آينه در كمتر از اين مدت برطرف خواهد شد.
و بمقتضاى حديث بخارى و مسلم، على ٧ با ابو بكر مصالحه نفرمود مگر بعد از وفات فاطمه ٣، و روى گرداندن مردم از آن جناب، و در اين وقت براى مصالحه خارج شد، و اين خود دليل بر آنست كه از روى اختيار و رضايت بيعت نفرموده است.
و بخارى و مسلم در همين حديث روايت نمودهاند كه: هيچ يك از بنى هاشم نيز بيعت نكردند تا اينكه على ٧ بيعت نمود.
گفت: اينها درست است لكن من اقدام بطعن بر آنچه صحابه سلف بجا آوردهاند نمىنمايم، و آنان را تخطئه نميكنم.