جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٦٣ - غزل ٣٥٠ اى همه كار تو مطبوع وهمه جاى تو خوش
خواجه در اين غزل، با بيانات عاشقانه در مقام توصيف معشوق حقيقى است به فعل و صفت و اسم و ذات. و در ضمن، تقاضاى مشاهدات چهارگانه فوق را مى نمايد. مىگويد:
|
اى همه كار تو مطبوع و همه جاى توخوش! |
دلم از عشوه شيرينِ شكرخاى تو خوش |
|
اى محبوبى كه هرچه مى نمايى و به هر مظهر هر شكلى و تجلّى كه مى دهى، همه مطبوع و خوش است، كه: «وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ»[١]: (و شما را صورت بخشيد و صورتهاى شما را زيبا قرار داد.- نيز: «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ»[٢]: (هر نكويى به تو برسد، از جانب خداست.- همچنين: «هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ، لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى»[٣]: (اوست خداى آفريننده و پديد آورنده و صورت نگار. نامهاى نيكو از آنِ اوست.- نيز: «صِبْغَةَ اللَّهِ، وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ»[٤]: (رنگ آميزى خدايى، و چه رنگى خوشتر و زيباتر از رنگ خدايى است؟ و ما تنها او را مىپرستيم.- يا اينكه: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ»[٥]: (بدرستى كه انسان را در بهترين صورت بيافريديم.).
[١] - غافر: ٦٤.
[٢] - نساء: ٧٩.
[٣] - حشر: ٢٤.
[٤] - بقره: ١٣٨.
[٥] - تين: ٤.