جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٥ - غزل ٣٤٥ ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش
پروردگارت پى در پى بر تو بلا و گرفتارى فرو مى آورد، شكر و سپاس او را بجاى آر.) و نيز:
٢٤٩٦
«إذا رَأَيْتَ اللَّهَ سُبْحانَهُ يُتابِعُ عَلَيْكَ البَلآءَ، فَقَدْ أيْقَظَكَ.»
[١]: (وقتى ديدى خداى سبحان پى در پى براى تو بلا و گرفتارى فرو مى آورد، مىخواهد تو را بيدار كند.- همچنين:
٢٤٩٧
«فِى البَلآءِ تُحازُ فَضيلَةُ الصَّبْرِ.»
[٢]: (در بلا و گرفتارى است كه فضيلت صبر و بردبارى بدست مى آيد.- به گفته خواجه در جايى:
|
يا رب! اين كعبه مقصود، تماشا گه كيست؟ |
كه مغيلان طريقش، گل و نسرين من است[٣] |
|
حالِ عارف چنان است كه گفتم، تو هم اى خواجه! و يااى سالك!
|
خواهى كه سخت و سُسْتِ جهان بر تو بگذرد؟ |
بگذر ز عهدِ سُست و سخنهاى سخت خويش |
|
|
اى حافظ! ار مراد، ميسّر شدى مدام |
جمشيد نيز، دور نماندى ز تخت خويش |
|
اگر مى خواهى مشكلات عالم طبيعت و پست و بلنديهايش در تو اثر سوء نگذارد، به عهد عبوديّت خود ثابت قدم باش و توجّه از دوست بر مدار، و آنچه به تو رسد، بر آن راضى باش و همه را از جانب دوست بدان؛ كه: «ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها، إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ. لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ، وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ»[٤]: (هيچ مصيبتى در زمين و در نَفسهايتان به شما نمى رسد، جز آنكه در كتابى ثبت است، پيش از آنكه آن را بيافرينيم. و اين كار بر خدا آسان است. [شما را بر اين حقيقت با خبر ساخيتم] تا بر آنچه از دست.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب البلاء، ص ٣٨.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب البلاء، ص ٣٨.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٢، ص ٦٦.
[٤] - حديد: ٢٢- ٢٣.