قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٧٥ - مبحث اول در اجاره اشياء
س ٨- اينجانب باغ توتى را در سال ١٣٢٢ طبق قرارداد عادى از شخصى اجاره كردم كه عمل پرورش كرم ابريشم انجام دهم (نوغان) كه نصف، مال مالك باشد و نصف مال مستأجر كه در اثر مرور زمان توتزار اوّليه از بين رفته و من از نو به هزينه شخصى غرس توت نمودهام با آن كه كليه هزينه طبق قرارداد به عهده مالك بود اما دينارى پرداخت نكرده. و همچنين دور و اطراف باغ درختهاى بزرگ پرورش شده كه مال مستأجر است و هر ساله مالك طبق قرارداد نصف درآمد باغ را برده و مىبرد ضمناً در قرارداد قيد شده هزينه ساخت «تلمار» يا انبارى يا وسايل آن به عهده مالك بوده ولى تاكنون عمل نكرده و دينارى هم در اين بابت به مستأجر پرداخت نكرده و همه را مستأجر به هزينه خود گرفته و انجام داده است حال كه مدت زيادى است از آن تاريخ مىگذرد مالك اظهار مىدارد از باغ بيرون برويد، از نظر شرعى و خدايى ما بايد چه كار كنيم؟
ج- در فرض مذكور با مطالبه مالك، مستأجر بايد باغ را تخليه كند بلى اگر «اعيانى» در باغ دارد ملك خود او است. ج ٢ ف ص ١٩٧- ١٩٨
(٥٠٤)
س ٩- اينجانب كه به خاطر انزجار از خدمت در شهربانى زمان طاغوت به كشاورزى مشغول شده و از استخدام كشورى استعفا دادم، پس از شش سال جان كندن در يك باغى در زنجان به سبزىكارى مشغول بودم و اينك بنياد مستضعفين با در دست داشتن اجاره نامچه و اقرار به صاحب ريشه بودن اينجانب مبادرت به خلع يد اينجانب و انتقال به اشخاص ديگر نموده و بدون ارزيابى ريشههاى مربوط به اينجانب به وسيله متخصصين فن، در فصل سرما مبادرت به از بين بردن ريشهها نموده است لطفاً بفرماييد من حقى در ريشهها و باغ دارم يا خير؟
ج- صاحب ريشه بر ريشهها حق دارد و بعد از تماميّت مدت اجاره حقى در زمين مالك ندارد. ج ٢ ف ص ١٩٨
(٥٠٤)
س ١٠- اينجانب ملكى داشتم كه به علت ضعف جسمانى قادر به كشاورزى نبوده و فرزندى هم كه به من كمك نمايد نداشتم لذا مجبور شدم ملك مذكور را اجاره بدهم