قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٤٢ - باب ششم در شكار
است به او بر گرداند. و در جايى كه معلوم باشد كه مالك دارد- ولو از جهت اينكه آثار يد در آن موجود است- و او را نشناسد، احتياط (واجب) آن است كه مانند غير پرنده با آن معامله لقطه نمايد. ج ٢ ص ١٥١- ١٥٢
(٣٥- ١٨٠- ١٧٠)
س ١٣٩- شخصى مىرود شكار كوهى يك يا چند عدد شكار با اسلحه مىزند، ما كه پاسدار و محافظ امنيت جنگل و غيره هستيم اين صيد را حق داريم از ايشان بگيريم؟ بر فرض گرفتن آيا جايز است بين خانوادههاى محافظين تقسيم كنيم؟ زيرا قاچاقى صيد كردهاند، حكم الله را بيان فرمائيد؟
ج- شما حق نداريد و بايد طبق مقررات عمل شود. ج ٢ ف ص ٥١
ماده ١٨٠: شكار حيوانات اهلى و حيوانات ديگرى كه علامت مالكيت در آن باشد موجب تملك نمىشود.
ر. ك: ١٧٩ مس ٢١.
ماده ١٨١: اگر كسى كندو يا محلى براى زنبور عسل تهيه كند زنبور عسلى كه در آن جمع مىشوند ملك آن شخص است همينطور است حكم كبوتر كه در برج كبوتر جمع شود.
مسأله ٢٢- اگر برجى جهت لانه كردن كبوتر بسازد و كبوتر در آن لانه كند، مالك آن نمىشود، خصوصاً اگر منظورش مثلًا حيازت فضله آن باشد، پس براى ديگرى جايز است كه آن را شكار نمايد و آنچه را كه شكار كند مالك مىشود، بلكه اگر كبوتر را از برج بگيرد مالكش مىشود؛ اگرچه از جهت دخول در آن بدون اذن صاحبش، گناه كرده است. و همچنين است اگر پرنده در چاه مملوك و مانند آن، لانه بگذارد، كه مالك چاه، آن را مالك نمىشود. ج ٢ ص ١٥٢
مسأله ٢٣- در مالك شدن زنبورى كه مملوك نيست، ظاهراً گرفتن ملكه آنها كفايت مىكند؛ پس اگر كسى ملكه آنها را مثلًا از كوهها بگيرد و بر آن تسلط يابد، ملكه و همه زنبورهايى را كه تابع او هستند- كه با حركت او حركت مىكنند و با توقف او متوقف مىشوند و با دخول او به كندو و خروج او از آن، داخل و خارج مىشوند- مالك مىشود. ج ٢ ص ١٥٢